تبلیغات
درمان اعتیاد به مواد مخدر و سیگار
گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه
دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت 18:44 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/11/22

مبحث: سی دی وظایف رهجو

کنگره 60 سعی کرده واژه ها را درست انتخاب کند تا خود واژه مفهوم را برساند و تمام واژه هایی که در کنگره وجود دارد از تولیدات خود کنگره 60 است و از جایی الگو برداری نشده.

کسی که در کنگره 60 برای درمان حضور دارد،بیمار و مریض نیست و کسی هم که در کنگره به او سرویس می دهد مشاور یا مدد کار یا پزشک نیست.

کسی که برای درمان مراجعه می کند رهجو است و کسی که به او کمک می کند راهنما نام دارد.

راهنما کسی است که راه را نشان می دهد و راه را نمایان می کند و مانند انگشت اشاره است.مثل راه بلدی که در کوه راه را به دیگران نشان می دهد.

رهجو کیست؟

کسی که جوینده راه است.کسی است که خودش، راه را جستجو می کند و می خواهد راه را پیدا کند تا به هدف برسد. رهجو به کسی گفته می شود که به گفتار،کردار و پندار بخواهد راه را پیدا کند.

وظایف رهجو چیست؟

1 : وارد کنگره می شود سه جلسه مشاوره می شود،او تازه وارد است،رهجو نیست پس مسافر هم نیست. در این سه جلسه فرصت دارد تا انتخاب کند بماند یا برود.

2 : اگر تصمیم به ماندن گرفت باید راهنمایش را خود انتخاب کند. باید به حس خود اعتماد کند و با حس خودش این انتخاب را انجام دهد.

3 : رهجو باید هدف داشته باشد و هدف او باید درمان اعتیاد و به تعادل رسیدن باشد.

4 : باید به کنگره اعتقاد داشته باشد.

در کنگره الگو وجود دارد و رهجو می تواند با دیدن این الگو ها به کنگره اعتقاد پیدا کند.

5 : اگر برای درمان به کنگره 60 می آید،نباید به NGO دیگری برود و فقط می تواند از آموزش های کنگره برای درمان استفاده کند.

چون کنگره 60 در موضوع درمان اعتیاد با گروه های دیگر نه راه مشترک داریم و نه هدف مشترک.

6 : رهجو باید به راهنما اعتقاد داشته باشد و از مسیر و دستور راهنما تبعیت کند.

7 : وقتی سفر اول خود را شروع کرد،هر چه دارد پشت در بگذارد. ثروت،مقام،شهرت،حرفه،سواد و... اینها برای سفر اول و درمان اعتیاد اهمیتی ندارد چون اگر اهمیتی داشتند از بوجود آمدن اعتیاد جلوگیری می کردند، پس در سفر اول این ها برای کنگره اهمیت ندارد و مسافر فقط احترام یک رهجو را دارد.

8 : رهجو نباید در کاری که به او و درمان او ربطی ندارد دخالت کند و نظر بدهد.

9 :به روش درمانی کنگره اعتقاد داشته باشد. وقتی روش درمانی را پذیرفت تسلیم برنامه ای که به او داده می شود است پس پیشنهادی نمی دهد،فقط گوش می دهد.

راهنما از رهجو سوال می کند ولی نظر او را نمی پرسد.

10 : رهجو باید به داوری درمانی خود اعتقاد داشته باشد تا داوری برای او موثر واقع شود.

11 : به آموزش های کنگره باور و اعتقاد داشته باشد و آن ها را دریافت کند و در جهت آموزش گرفتن در حرکت باشد.

اعتیاد به این سادگی حل نمی شود که فرد،یک دارویی را بخورد و تمام شود، مسافری که می خواهد وارد سفر دوم بشود بین 300 تا400 ساعت کارگاه آموزشی را پشت سر می گذارد چون در حال انجام یک سفر درونی است پس باید به جهان بینی کنگره اعتقاد داشته  باشد و آموزش ها را از طریق سی دی و مکتوبات کنگره  60 دریافت نماید.

12 : رهجو باید به حرمت کنگره اعتقاد داشته باشد یعنی به باید ها و نباید های کنگره احترام بگذارد و از انجام بعضی کارها اجتناب کند.

13 :به قوانین کنگره اعتقاد داشته باشد تا به درمان برسد.

14 :به مرزبانان اعتقاد داشته باشد و به آنها احترام بگذارد.

15 : رهجو باید 15 دقیقه قبل از شروع شدن کلاس در جسله حضور پیدا کند.

 16 : بداند که مشکل ترافیک در کنگره حل شده و ساعت هم اختراع شده پس باید زمان را رعایت کند.

17 : رهجو باید در کنگره خدمت کند تا به حال خوش برسد. همه کارها در کنگره توسط خود افراد کنگره انجام می شود و رهجو هم در این میان موظف است.

18: از کنگره انتظاری نداشته باشد،کنگره فقط در زمینه ئ اعتیاد فعالیت می کند و هیچ وظیفه ای در قبال افراد ندارد و فقط به کسانی که خودشان می خواهند و می آیند کمک می کند که از اعتیاد خارج شوند و وظیفه دیگری در خصوص ازدواج،شغل،آینده و... افراد ندارد.

19:رهجو باید هزینه درمان خودش را فراهم کند.

20 : رهجو باید تمام تلاش خود را بکند و خودش، خودش را اصلاح کند،این به عهده ئ خود اوست و هیچ کس نمی تواند در این زمینه برای او کاری کند.

 21: رهجو باید سبد خزانه را حمایت کند و در کارهای مالی کنگره سهیم باشد،کنگره 60از جایی پولی نمی گیرد و جایی که در آن در حال درمان هستیم برای کنگره هزینه دارد،پس باید در تامین این هزینه ها سهیم باشیم.

 22: رهجویی که وارد سفر دوم می شود باید در او تغییراتی بوجود آید و این تغییرات باید در تمام سطوح به چشم آید.

برداشتی از سی دی وظایف رهجو  آقای مهندس دژاکام

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه، سی دی های هفته، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام،


گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه
دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 18:55 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/11/15

مبحث: وادی ششم از کتاب عشق

در وادی‌های قبلی در مورد تفکر حرف زدیم، گفتیم تفکر می‌تواند مثبت باشد یا منفی و تفکری که مثبت باشد را تعقل می‌گوییم و تفکری که نتیجه منفی داشته باشد را نامعقول می‌گوییم و اما برای تشخیص این معقول و نامعقول به یک‌میزان و ترازو نیازمندیم تا بفهمیم این تفکرات ما مثبت است یا منفی و این میزان و تراز همان عقل است؛ که کسی نمی‌داند جایگاه واقعی آن کجاست ولی می‌دانیم این کلمه از عقال در زبان عربی گرفته‌شده است که طنابی است که در پره‌های بینی شتر فرومی‌کنند تا بتوانند به‌وسیله آن شتر را هدایت کنند.

ما تابه‌حال سیستم‌های درونی خود را بررسی نکرده‌ایم که چه سیستم‌های عظیمی در درون ما فعال هستند و نمی‌دانیم این سیستم‌ها زیر نظر چه چیزی کار می‌کنند؛ گفتیم که عقل ما تشخیص‌دهنده درستی یا نادرستی کارها و تفکرات ماست و باید بدانیم این عقل به جهت تشخیص‌های خود به یک سری اطلاعات و آگاهی‌ها نیاز دارد که این اطلاعات توسط حواس درونی و بیرونی ما جمع‌آوری می‌شود دقیقاً مانند آن قاضی که برای صدور حکم در دادگاه نیاز به اطلاعات پرونده و دفاعیات شاکی و متشاکی و نتایج بازجویی مأمورین دارد.

عقل از روح هم بالاتر است به قول این جمله که می‌گوید: ((عقل مانند ماشین تابع خود می‌باشد درحالی‌که روح بالطافت منحصربه‌فرد خود بااراده عقل رهبری می‌شود)) یعنی فرمان‌های روح یا حتی جن برای به اجرا درآمدن به‌حکم عقل نیاز دارد، حالا روح چیزی است که انسان را به‌خوبی فرامی‌خواند و جن چیزی است که انسان را به بدی فرامی‌خواند.

عقل یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های صور پنهان انسان است که ما را هدایت می‌کند و هر چه عقل درست‌کار کند انسان هم در آرامش و صلح زندگی خواهد کرد، تمام موجودات عقل دارند ولی شاید میزانش کم باشد و دلیل اثبات این حرف این است که اگر درختی جلوی تابش خورشید را به نهالی بگیرد آن نهال مسیر خود را به سمت نور کج خواهد کرد یعنی با استفاده از عقل به دنبال نور حرکت می‌کند یا شکل خانه‌سازی و نظم بین موجوداتی مثل زنبور، موریانه و غیره نشان از وجود تفکر و عقل در آن‌ها را دارد.

انسان در کل مسیر حیات و تکامل خود به دنبال نزدیک شدن به‌فرمان عقل است ولی هیچ‌وقت به‌صورت مطلق نمی‌تواند به این فرمان عقل برسد، اکثر ما انسان‌ها می‌دانیم کدام کار درست و کدام کار غلط است ولی به اجرا درآوردن آن‌ها برایمان سخت است و این تشخیص به دلیل وجود همین عقل در وجود ماست؛ انسان هم برای نزدیک شدن به‌فرمان عقل نیاز نیست که کارهای ماوراء طبیعی انجام بدهد بلکه انجام دادن کارهای درست کوچک در زندگی هم او را به‌فرمان عقل نزدیک خواهد کرد مانند مسواک زدن قبل از خواب یا حمام کردن به‌موقع آلوده بودن بدن و غیره.

اما هر یک از موجودات هستی دارای یک عقل هستند که به آن عقل جزی می‌گویند و کل هستی هم دارای یک عقل کلی است مانند هارد کامپیوتر که خودش عقل کلی است و درونش پر از سلول‌های کوچک‌تر عقلی است به نام سلول اطلاعاتی و درواقع اطلاعات و آگاهی کل هستی مانند خورشید به تمام هستی می‌تابد و همه ما مانند منازلی هستیم که به میزان روزنه‌هایمان از این اطلاعات بهره‌مند‌می شویم؛ همین‌طور حواس انسان‌ها و موجودات دیگر برای عقل اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند و عقل هم دارای فر ایزدی است و ما را به‌طرف ثواب و خوبی هدایت می‌کند در حقیقت فرمان روای شهر وجودی ما عقل است و اگر این فرمانروا فکور و فهمیده باشد آن شهر پیشرفت خواهد کرد و شهروندان در صلح زندگی خواهند کرد.

در شهری که عقل حاکم مطلق است و همه در صلح و آرامش زندگی می‌کنند ولی در این شهر مشکل از جایی شروع می‌شود که بعضی از اعضای شهر که خواسته‌های نامشروع و بدی دارند می‌خواهند که خواسته‌های خود را به کرسی بنشانند؛ اما عقل حکم خلاف و نامعقول صادر نمی‌کند بنابراین این اعضای بد و خلاف‌کار شهر دست به کودتا می‌زنند و بعضی از افراد شهر را با خودشان همراه می‌کنند و با دادن اطلاعات غلط به عقل باعث می‌شوند که عقل احکام اشتباه صادر کند و خواسته‌های منفی خود را به اجرا درمی‌آورند و کم‌کم با ایجاد ناامیدی و یاس و ترس و کینه و غیره بین اعضای شهر باعث تخریب می‌گردند و بالاخره عقل را از کرسی خود پایین می‌کشند و نفس اماره همه‌کاره و فرمانروای این شهرآشوب زده خواهد شد درست مانند مصرف مواد و اعتیاد که نفس اماره با وعده‌های زیبایی مانند انرژی زیاد – قدرت جنسی – قدرت بدنی – انجام کارهای عقب‌افتاده – تسکین دردهای جسمی و آرامش و سرمستی روحی و روانی و غیره باعث می‌گردد فرد مواد مخدر مصرف کند و به‌مرورزمان همین مواد مخدر فرمانروای شهر وجودی گردد تا اینکه بزرگان فهمیده شهر تصمیم می‌گیرند دوباره فرمانروایی را به عقل بازگردانند چون نتیجه حکمرانی نفس را دیده‌اند که به‌جز تخریب و اعتیاد و مصرف مواد مخدر برای شهر چیزی نداشته است ولی برای برگرداندن فرمانروایی به عقل با انقلاب و خونریزی نمی‌تواند کاری کرد بلکه باید دانایی و آگاهی افراد ساکن شهر به‌آرامی بالا برود و باید افراد ساکن شهر آرام‌آرام به انجام کارهای ارزشی بپردازند و تزکیه و پالایش انجام دهند تا دوباره فرمانروایی را از نفس اماره پس گرفته و به عقل باز پس دهند.

نکته مهم در این بازپس‌گیری فرمانروایی از نفس اماره و سپردن آن به عقل این است که باید انجام کارهای ارزشی را از کارهای کوچک شروع کرد و لازم نیست که چله‌نشینی کنیم و به خود سختی بدهیم یا جسم خود را عذاب بدهیم، بلکه باید با انجام کارهای معقول کوچکی مانند گذاشتن زباله درست در موقع جمع‌آوری زباله‌ها یا حمام کردن و یا مسواک زدن شروع کنیم تا کم‌کم با حضور به‌موقع در کلاس‌های آموزشی و نوشتن سی‌دی‌ها و تیپر کردن درست داروی درمان بتوانیم حکمرانی را به عقل برگردانیم تا درنهایت به درمان قطعی اعتیاد برسیم و در این زمینه به‌فرمان عقل نزدیک شویم و به نفس مطمئنه برسیم.

تهیه و تایپ مقاله؛ مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، چهارده وادی کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام، مقاله،

رهایی 96/11/11
یکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت 09:58 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
رهایی شماره هشت لژیون ویلیام وایت
نام مسافر:محمد -نام راهنما:بهنام - آنتی ایکس مصرفی:سیگار - روش درمان:DST - داروی درمان: نیکوتین خوراکی - مدت سفر:11 ماه


رهایی شماره نه لژیون ویلیام وایت
نام مسافر:میلاد - نام راهنما:بهنام - آنتی ایکس مصرفی:سیگار - روش درمان:DST - داروی درمان: نیکوتین خوراکی - مدت سفر:11 ماه





عکاس: مسافر سجاد و مسافر عباس
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: رهایی های لژیون،


گزارش عملکرد لژیون روزهای پنچشنبه
شنبه 14 بهمن 1396 ساعت 19:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/11/12

مبحث: سی دی دوا (بخش دوم)

بحث ما روی مسئله دوا یا شفا بود ؛ قسمت ظاهر انسان مشخص است ولی در خیلی از مواضع مجهولات زیادی دارد مخصوصاً در قسمت بیماری‌ها خیلی مجهولات دارد و خیلی چیزهای دیگر انسان مجهول است مخصوصاً در قسمت بیماری‌ها به‌صورت وحشتناکی مجهول است  ؛ ما در کنگره  نه کاوشگر بودیم نه جستجوگر و داشتیم کار دیگری می‌کردیم اما شد یک‌چیز دیگر حکایت آن دانشمندی که دنبال کشف کائوچو به‌صورت مصنوعی بود و لاستیک را اختراع کرد  و در روش  کنگره هم  مصرف‌کنندگان مواد مخدر را درمان می‌کردیم که  بعضی بیماری‌ها هم درمان شد پس ما در پی این هستیم که مشاهدات خودمان را توجیه کنیم و بگوییم چه شد که فلان بیماری درمان شد و ما در جهتی نیستیم که بگوییم اگر این کار را انجام بدهی فلان بیماری خوب خواهد شد  .

ما می‌گوییم دوا را آدم می‌دهد به بیمار و بعد شفا را خداوند می‌دهد و خدا هم بیشترین قدرت شفای خود را  به خود بدن تفویض کرده  و خود بدن خودش را حفظ می‌کند و ترمیم می‌کند اگر استخوانی بشکند خود بدن آن را جوش می‌دهد اگر زخمی در بدن باشد و بخیه زده شود خود بدن آن را جوش می‌دهد   و هزاران پزشک و سیستم پزشکی  و سیستم ایمنی در بدن نهفته است ولی باید دوا را بدهی و اگر دوا را به‌موقع بدهی شفا را هم خداوند به‌موقع می‌دهد.   مغز ما بیش از 100 میلیارد نورون یا سلول عصبی دارد حالا ببینید توی بدن چقدر سلول داریم و این سلول کوچک‌ترین عضو بدن است و خود یک سلول که کوچک‌ترین عضو بدن است خودش مثل یک شهر می‌ماند ما به تمام  کهکشان‌ها می‌گوییم جهان اصغر  و به بدن خودمان میگوییم جهان اکبر  و جهان اوست هم داریم که به آن فعلاً کار نداریم یعنی سلول‌های بدن ما خیلی بزرگ‌تر از کائنات است  و یک سلول یک نیروگاه دارد که به آن میتوکندری میگویند و مرکز تولید نیرو است  و می‌آید درون  سلول‌ها  پروتئین‌ها را می‌سازد و به قسمت دیگری می‌دهد تا کنترل کیفیت شود  و اگر کیفیت داشته باشد اجازه ورود به بدن را پیدا می‌کند.

 ولی اگر مشکل داشته باشد برگردانده می‌شود و دومرتبه بررسی و آنزیم‌هایی به آن اضافه می‌گردد تا کیفیت لازم را پیدا کند و اگر بازهم پیدا نکند یک آنزیم دیگری آن را متلاشی می‌کند یعنی ما در بدن با چنین تشکیلات عظیمی روبرو هستیم و زمانی که بیماری اتفاق می‌افتد یک سیستمهایی هست که خودشان بیماری را دفع می‌کند بنابراین می‌بینیم که همه آن مواد  شیمیایی است  حالا شما هرکدام از اعضای بدن را مثل یک پالایشگاه  در نظر بگیرید که دچار مشکل شده حالا امکان دارد این  اشکال توی خود پالایشگاه  باشد یا شاید یک خرابی توی لوله‌های انتقال باشد و یک نوع خرابی هم توی مواد اولیه است و این‌ها هرکدام درمان خودش را دارد مثلاً رگ انسان پاره می‌شود و شروع به خونریزی می‌کند و اگر این ادامه پیدا کند ممکن است فرد به کما برود و اینجا دیگر کاری از بدن ساخته نیست و اینجا باید جلوی خونریزی گرفته شود و شاید این خونریزی توی معده یا روده یا غیره باشد و باید بلافاصله جلوی آن گرفته شود ولی یک موقع مواد اولیه خراب است یعنی شاید تغذیه خراب باشد چون شما برای این بدن مواد آلی و معدنی که در خاک وجود دارد را نیاز دارد و باید این‌ها را دریافت کنیم حالا مس است یا منیزیم – ید – فسفر و غیره و  بعضی مواقع هم ممکن است خود سیستم خراب باشد یعنی مثلاً خود کلیه خراب باشد  مثلاً کلیه سنگ می‌سازد که در اینجا فرد باید نوشیدنی می‌خورده و نخورده و یا مکان‌هایی که آب آنجا آلوده است باعث سنگ کلیه افراد می‌شود پس مربوط به مواد اولیه است یا ممکن است معده خراب شود یا خونی که توی رگ‌هاست دارای یک فشاری است که اگر بالا برود شاید رگ‌ها بترکند وبری همین است که کسی که فشارخونش بالا برود فرد خون‌دماغ شود.

 پس چنین فردی باید بداند که فشارخونش بالاست چون ظریف‌ترین رگ‌ها در بینی هستند و به‌جای اینکه در مغز خونریزی شود در بینی می‌شود فرد دچار خونریزی بینی می‌شود یعنی خیلی از کارها را خود بدن انجام می‌دهد ؛ ولی ما به‌طور مثال وقتی فردی خواب ندارد چون آدرنالین و سروتونین و استیل کولین کم است ما ماده‌ای را که فرد برای خواب نیاز دارد به او می‌دهیم مثلاً کلونازپام به بدن می‌دهیم تا خوابش ببرد و خوابش هم می‌برد ولی اینجا آن دستگاه بدن که باید این هورمون‌ها را بدهد خراب است و اینجا ما باید آن دستگاه یا سیستمی که این هورمون‌ها را ترشح می‌کند درست کنیم نه اینکه تا آخر عمر به فرد قرص بدهیم .

 در اعتیاد هم همین‌طور است وقتی فرد در اثر استفاده از مواد بیرونی هزار بیماری را در بدن خودش به وجود می‌آورد مثلاً مسائل و مشکلات زناشویی – خواب – پرش پا – درد و ضعف و غیره را به وجود آورده حالا وقتی این مواد بیرونی را قطع کنیم خود بدن هم که تولید ندارد سیستم روی هوا می‌ماند و صدسال هم که بگذرد درست نخواهد شد و باید خود سیستم بدن درست بشود پس  در مورد خیلی از بیماری‌ها ما باید مواد اولیه یا داروی مناسب را در اختیار بدن قرار بدهیم تا خودش را تعمیر کند و این قضیه زمان نیاز دارد و درمان اعتیاد هم در یک هفته و یک ماه اصلاً امکان‌پذیر نیست یا خیلی از بیماری‌های دیگر مثل افسردگی که شخص توقع دارد وقتی رفت دکتر و ویزیت داد دکتر یک دارویی بدهد و او تا فردا خوب شود .

در کشور ما و سایر کشورها چون تصور می‌کنند که اعتیاد قابل‌درمان نیست و از روش‌هایی که استفاده می‌کنند یا مطالبی که بیان می‌کنند می‌شود فهمید که به قول بازیکن‌های بازی گل‌یاپوچ دستشان خالی است و پوچ؛ مثل وقتی‌که شما از یک مرکز علمی اعتیاد می‌شنوید میگویند می‌خواهیم واکسن اعتیاد را پیدا کنیم و بعضی‌ها ممکن است که باور کنند و بگویند که چقدر خوب است که این واکسن کشف شود ولی از این غافل هستند که اعتیاد یک تفکر و اندیشه است مثلاً الآن به شما بگویند می‌خواهیم واکسن دین‌داری را پیدا کنیم؛ زمانی که درست نگاه کنیم می‌بینیم که این صحبت‌ها هم خنده‌دار است و هم بیشتر گریه‌آور هستند و همه علت آن‌هم مشخص است و علت این بود که راه و روش درمان مشخص نبود و از همه مهم‌تر کسی صورت‌مسئله اعتیاد را نمی‌دانست که ما با چه روشی و چه چیزی را می‌خواهیم حل کنیم و تنها چیزی که در مقوله اعتیاد بود این بود که باید کاری کنی که فرد مصرف نکند و الآن هم می‌بینیم که معتادین را با کلی هزینه در مکان‌هایی جمع‌آوری می‌کنند با زحمات بسیار سه ماه آن‌ها را نگهداری می‌کنند و بعد از سه ماه رهایشان می‌کنند و آن‌ها باز می‌روند و مصرف می‌کنند؛ بعد مطرح می‌شود که این‌ها آدم‌های خوبی نیستند و آدم‌های مریض و خودخواه و بی‌اراده هستند و چرا خوب نمی‌شوند؛ غافل از اینکه این‌ها اصلاً به درمان نرسیدند.

ما آمدیم در مقوله درمان اعتیاد مطرح کردیم که اعتیاد یک جایگزینی است و یک فرایند سلولی و مولکولی است و یک مسئله مغزی است و جایگزینی مخدرهای بیرون به‌جای مخدرهای درون یک مسئله خیلی ساده. حالا ما می‌خواهیم که اعتیاد را از این‌ها بگیریم خب باید کمک کنیم که این مشکل آن‌ها حل شود و نمی‌توانیم مشکل را پاک‌کنیم.

وقتی‌که مطلبی درست باشد هیچ‌کس نمی‌تواند آن را عوض کند و راه درست باشد هیچ‌کس آن را تغییر نمی‌تواند بدهد مشروط به اینکه درست باشد گاهی اوقات مسیر و راه مشکل دارد بنابراین سریع تغییر می‌کند. علم متعلق به قشر خاصی نیست و نمی‌توانیم بگوییم علم فقط مال آمریکایی‌هاست یا علم مال آلمانی‌هاست خیر علم متعلق به همه انسان‌هاست و مال قشر خاصی نیست. علم روان انسان فقط مال روانشناسان نیست مشروط به اینکه کسی حرف حساب بزند پس همه علوم در اختیار همه انسان‌ها است و در اختیار قشر یا شخص خاصی نیست و متعلق به همه است. برای همین می‌بینیم که مسلسل توسط یک پزشک اختراع می‌شود خب وقتی توسط یک پزشک اختراع شد می‌شود گفت نه این متعلق به مهندسین است و او نباید در این کار دخالت می‌کرد ولی اگر کار او درست باشد ایرادی ندارد.

 ما آمدیم گفتیم در کل انسان شامل سه بخش است و این برای بیماری اعتیاد صادق است و برای سایر بیماری‌ها هم صادق است حالا یک بیماری هست مثل سل که می‌آید و اپیدمی دارد و واگیردار این‌ها مسائل خود رادارند ما در حالت نرمال و کلی میگوییم خب جسم است و روان است و جهان‌بینی است که راجع به آن بحث کردیم و در مقوله اعتیاد گفتیم که یک سری مشکلات به جسم یک سری به روان و یک سری مشکلات هم به تفکر واردشده است حالا همزمان ببینیم که این‌ها چه چیزی هستند گفتیم روان اصولاً از دیدگاه کنگره 60 یعنی چه؟

روان یعنی خلق‌وخو آدم خوش‌اخلاق است بداخلاق است - هوشیار است -عصبانی است - خنده‌رو است - عبوس است - آدم خوبی است- آدم عوضی است این‌ها همه می‌شود خلق‌وخو و این روان از دو چیز نشأت می‌گیرد یکی از جهان‌بینی و یکی از جسم؛ یعنی جسم انسان و تفکر و جهان‌بینی انسان می‌آید روان هرکسی را تشکیل می‌دهد. جسم چطور روان را تشکیل می‌دهد؟

 گفتیم مهم‌ترین چیزی که در جسم وجود دارد و حاکم است سیستم ایکس است یعنی وقتی از جسم برای خلق‌وخو یا هر چیزی صحبت می‌کنیم آن قسمت فرماندهی است و قسمت فرماندهی در بدن بسیار مؤثر است چون تمام ساختارهای شهر وجودی انسان و تمام سلول‌ها و قسمت‌ها و دستگاه‌ها مثلاً یک کشور مثل ایران را در نظر بگیرید که تک‌تک آحاد مردم جامعه می‌روند سلول‌ها یعنی هر انسانی می‌شود یک سلول و استان‌ها می‌روند دستگاه‌های بدن مثلاً یک استان مثل قلب است یک استان کلیه است یا چشم و گوش که این‌ها عین شهرها می‌مانند حالا در این سیستم رود هست – پل هست – معدن هست – کارخانه هست و هر چیزی که بگویید در این شهر وجودی انسان هست و این‌ها همگی از یکجا فرمان می‌گیرد از مغز فرمان می‌گیرد و در مغز مجموعه مواد مخدر طبیعی بدن و ناقل‌های عصبی مثل دینور فین – اندورفین – انکفالین – دوپامین – سروتونین و آدرنالین و همه این‌ها تولید می‌شود و میزان تولید این‌ها در خلق‌وخوی ما بسیار مؤثر است.

 مثلاً دینور فین و اندورفین اگر پایین بیایند دچار انزال سریع می‌شویم یا ماده‌ای مشابه پاپاورین که در اپیوم هست اگر در بدن نباشد اصلاً اریکش نخواهیم داشت و این‌ها همه به این سیستم بیوشیمی بستگی دارد و انواع و اقسام مواد که شما باید کلسیم داشته باشید منیزیم داشته باشید و همه این‌ها تعیین‌کننده سیستم هستند پس جسم و جهان‌بینی می‌آیند و روان را تشکیل می‌دهند. خب منظور از جهان‌بینی چیست؟

 بازتعریف می‌کنیم جهان‌بینی ما می‌شود همان مثلث دانایی امین که تعریف کرده بود دانایی می‌شود تفکر – تجربه – آموزش و مجموع این‌ها می‌شود جهان‌بینی؛ و جهان‌بینی یعنی آموزش فرد که چه نوع آموزشی دیده و چه نوع سوادی دارد. آیا آموزش‌دیده که یک انسان ماده‌پرست باشد یا آموزش‌دیده فاشیسم باشد یا فالانژ باشد یا آموزش‌دیده آدم بی‌دینی باشد یا آموزش‌دیده آدم دین‌داری باشد یا آموزش‌دیده آدم فاسدی باشد یا آموزش‌دیده آدم مثبتی باشد یا آموزش‌دیده برود عملیات انتحاری انجام بدهد این‌ها همه می‌شود آموزش؛ این آموزش به‌تنهایی نیست چون در جهان‌بینی تفکر و تجربه هم کنارش قرار می‌گیرد؛ مهم این نیست که شما چه فکری می‌کنیم مهم این است که چه عملی انجام می‌دهید یا فکر کردن مهم هست ولی از آن مهم‌تر عمل کردن است. مهم این نیست که من میدانم دروغ بد است مهم این است که من دروغ نگویم پس به این دلیل می‌توانیم بگوییم که سواد تنها نیست یا آموزش تنها نیست وقتی‌که جهان‌بینی قوی باشد فکری که می‌کنیم مهم است و کاری که انجام می‌دهد مهم‌تر است.

حالا می‌رویم سر جسم؛ جسم ما از چه چیزی تشکیل‌شده جسم ما یک: نقشه ژنتیک ماست که آن نقشه اولیه برای جسم ما چگونه طراحی‌شده که همان ژن است؛ چشم‌های ما آبی است یا مشکی است و موی سر ما مشکی است یا بلوند است سفیدپوستیم یا زردپوستیم و چه شکلی هستیم هم در صور آشکار و هم در صور پنهان که اینجا منظورم سلول‌هاست؛ چقدر در مقابل درد مقاوم هستیم و ... این‌ها تمام نقشه ژنتیکی ماست که از پدر و مادر به ما انتقال شده است یعنی کل سلول‌ها و کارکرد سلول‌ها؛ این‌ها همه در جسم ماست و قسمت بعدی جسم ما شامل نگهداری جسم است؛ شما این جسم را چگونه نگهداری می‌کنیم این هم نقشه بسیار مهمی است و نگهداری شامل چه می‌شود این شامل تغذیه می‌شود شامل ورزش کردن و استراحت کردن می‌شود یا شامل این می‌شود که داخلش عرق بریزیم شامل این می‌شود که درونش تریاک بریزیم سیگار بدهیم حشیش بدهیم گراس بدهیم پس این شامل نگهداری می‌شود.

در قدیم خیلی به غذا و نوع آن توجه می‌شد برعکس امروزه که اصلاً توجهی نمی‌شود و مردم سوسیس و کالباس و لازانیا و غیره می‌خورند؛ بنابراین محاسبات زیادی است که باید حساب شود.

خب پس توی جسم یکی شد نقشه و یکی نگهداری که شامل تغذیه بود و پرورش یا تخریب که آیا ما داریم داخل این جسم چه چیزهایی وارد می‌کنیم و آیا به تخریبش کمک می‌کنیم و نابودش می‌کنیم یا داریم با ورزش قوی نگه می‌داریم و تغذیه را حساب می‌کنیم یا داریم با پرخوری زیاد مواد چربی زیادی را در گوشه و کنار بدن انباشته می‌کنیم و تمام چربی‌ها دارند درون رگ‌های خونی ما رسوب می‌کنند. خب رگ خون را می‌رساند داخل رگ و چربی که می‌رود داخل رگ جرم می‌گیرد مثل لوله سماور که دیده‌اید چطور جرم می‌گیرد.

این است که باید سعی کنید که چربی انباشته نشود و همان‌قدر که می‌خورید از بدن کار بکشید یعنی پنج من نخورید و یک من کارکنید که چهار من اضافه باشد و انباشته شود بعد مسئله دیگر این هست؛

 تفکر حاکم بر سلول یعنی این سلول یک تفکر می‌خواهد که برای جسم لازم است و تفکر حاکم بر سلول را همان بیماری‌های سای کو سو ماتیک یا روان‌تنی میگویند که من میگویم فکر یا افکار تنی اما تفکر چگونه است آیا جسم ما از فکر پیروی می‌کند؟

بله عقل سالم در بدن سالم است و بدن سالم یعنی عقل سالم؛ شما می‌توانی بافکری که حاکم بر سلول‌ها هست سلول‌ها را خراب کنید و خیلی بیماری‌ها هست که در اثر افکار منفی سلول و جسم روزبه‌روز تحلیل می‌رود؛ آدم‌های ناشکر آدم‌های همیشه مریضی هستند، پس تفکر حاکم بر سلول‌ها می‌تواند سلول‌ها را مریض کند و از شکل و فرم خودش خارج کند حتی سفر اولی‌هایی که وارد پروسه می‌شوند باید تفکر حاکم بر سلول‌ها این باشد که امیدوار باشند و معتقد باشند که ما درمان می‌شویم و خوب می‌شویم و مثبت نگر باشند و شاکر باشند؛ چون بدترین چیزی که انسان را مریض می‌کند ناشکر بودن است و ناسپاسی که بدترین نوع مریضی است چه ناسپاسی راجع به انسان‌ها باشد چه راجع به خداوند باشد؛ این مطلب هست که به آن تفکر حاکم بر سلول میگویند.

پس برای درمان هر نوع بیماری ما نیاز داریم که هم دوا را بدهیم و هم شفا را.

یعنی باید داروی مناسب با روش مناسب را داشته باشیم و در مرحله بعد بتوانیم جهان‌بینی درمان آن بیماری را هم به وجود بیاوریم.

وقتی جسم و جهان‌بینی درست باشد روان هم درست خواهد بود.

تهیه و تایپ مقاله؛ مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای پنج شنبه، سی دی های هفته، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام، مقاله،


استاد علی اشکذری
دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 19:12 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
موضوع: فرق حکیم و طبیب


قبل از شروع جلسه چند تذکر آیین‌نامه ایی و یا قانونی یادآور می‌شوم،  قوانین کنگره باید موبه‌مو اجرا شود تا فرهنگ ما بیراهه نرود، چون فرهنگ کنگره اگر دقیقاً اجرا نشود بعد از مدتی ما از ناکجاآباد سر درمی‌آوریم. قانون جلسه این است که جلسه باید با حضور دو نگهبان و مرزبان کشیک کنار جلسه شروع شودیعنی جلسه باید با حضور دبیر، نگهبان و مرزبان کشیک شروع شود، باید مرزبان کشیک در کنار جلسه و در جایگاه خود قرار داشته باشد و بعد جلسه شروع شود، موقع جلسه جای مرزبان کشیک در دفتر مرزبانی نیست بلکه باید تا آخر جلسه روی صندلی مرزبان کشیک و در جلسه حضورداشته باشد. 

جلسه باید با حضور دبیر و نگهبان رأس ساعت برگزار گردد نگهبان نباید منتظر دبیر بماند، در صورت دیر آمدن دبیر چند دقیقه قبل از شروع جلسه نگهبان باید دبیر دیگری انتخاب و جلسه سر ساعت آغاز شود، ما اصلاً در کنگره بی‌نظمی نداریم و کنگره باید سرلوحه نظم باشد.

 ساعت جلسه باید تمام قسمت‌ها تعطیل باشند سایت، نشریات و خود مرزبانی باید در جلسه حضورداشته باشند نکته بعدی اینکه اگر کسانی در جلسه باهم صحبت می‌کنند  وظیفه نگهبان نظم، مهماندار و مرزبان کشیک است که به آن‌ها تذکر دهند.

 دیگر اینکه سبد قانون 11 باید توسط اعضا دست‌به‌دست شود و نباید مهماندار آن را جلوی اعضا بگیرند، ما باید این قوانین را یاد بگیریم برای اینکه هرکدام از ما قرار است نگهبان، مرزبان، دبیر و همه جایگاه‌ها را تجربه کنید و اگر این مسائل را بدانیم از فرهنگ اصیل کنگره دور نمی‌شویم و به قوانین و نظم احترام می‌گذاریم.

جلسه امروز شامل دستور جلسه هفتگی و پرسش و پاسخ می‌شود و این به این خاطر است که ما خیلی چیزها دستمان می‌آید و در کنار انتقادات و پیشنهاد‌ها از کمی‌ها و کاستی‌ها باخبر می‌شویم، در ضمن دوستان می‌توانند سؤالاتی که دارند و نمی‌توانند در لژیون بپرسند را اینجا مطرح کنند، ما هم سعی می‌کنیم در حد توان جواب آن‌ها را بدهیم. در مورد دستور جلسه سم‌زدایی و سم نزدایی جلسه قبلی صحبت شد و جلسه آینده هم‌صحبت می‌شود مقداری راجع به این دستور جلسه صحبت می‌کنم تا آن زمان هم کسانی که سؤال دارند بنویسند تا آن‌ها را بیان نماییم و جواب دهیم.

به‌طورکلی خیلی راه‌کارها و راه‌های درمانی برای اعتیاد بیان‌شده است اما از زمانی که ما یادمان می‌آید خیلی روش‌ها آمده و حتی خیلی از آن‌ها دیگر مورداستفاده قرار نمی‌گیرند و به‌اصطلاح از مد افتاده‌اند، به‌عنوان‌مثال یکی از روش‌های که قبل انجام می‌شود و خیلی از دوستان آن را یادشان نمی‌آید روش آب شیره بود که فراموش شد در آینده هم سم‌زدایی با دانایی و آگاهی فراموش می‌شود، چون این‌ها روش‌های درستی نیستند و  چیزی هم که درست نباشد فراموش می‌شود، این هم یکی از این روش‌هایی است که در آینده فراموش می‌شود اما دلیل اینکه این‌چنین روش‌های مطرح می‌شود به قسمت جهل و ناآگاهی ما برمی‌گردد. عموماً در جامعه‌ای که دارای سطح آگاهی بالاتری باشد کمتر فریب این روش‌ها و این چیزها را می‌خورند. روش سم‌زدایی هم یکی از این روش‌های بود که در ابتدا و به‌ اصطلاح عامیانه باکلاس بالای و با هزینه زیادی که هرکسی توان پرداخت آن را نداشت وارد جامعه ما شد، دلیل این کار هم این بود که در آن زمان خود کلمه اعتیاد و خود صورت‌مسئله مجهول بود درنتیجه هم باید این‌گونه اتفاق می‌افتاد، اما چون اکنون صورت‌مسئله پیداشده است خود روش سم‌زدایی و خیلی از روش‌های دیگر خودبه‌خود از بین رفته‌اند، مخصوصاً از دیدگاه دوستان و بچه‌هایی که در کنگره هستند این روش واقعاً خنده‌دار به نظر می‌رسد. چنانکه در خیلی از این شبکه‌های ماهواره‌ای هم تبلیغات گوناگونی راجع به این موضوع اتفاق می‌افتد و بچه‌های کنگره آن را مسخره می‌دانند چون به مرحله‌ای از دانایی راجع به مواد مخدر رسیدند.

 اما همچنان کسانی هستند که راجع به این موضوع اطلاعات ندارند و همچنان صورت‌مسئله برایشان مجهول است و فکر می‌کنند که این تبلیغات درست است و زنگ می‌زنند این کپسول‌ها و داروها را خریداری می‌کنند فارغ از اینکه همه این کپسول‌ها تولید همین‌جا هستند و به‌صورت تقلبی به آن‌ها برچسب FDA و یا نشان سیب سلامت و یا استاندارد اروپا را می‌چسبانند. به گفته آقای مهندس برای این‌که یک کتاب از کشور آمریکا به ایران فرستاده شود چقدر مشکلات وجود دارد چه برسد به دارو که دارای پروسه سخت‌تری است و گذشته از خیلی مسائل سیاسی و .... باید مراحل دیگری را نیز سپری کند. در قانون پزشکی هیچ‌کس حق ندارد دارویی مجهول را به شخصی بفروشد حتی اگر پزشک باشد درحالی‌که این کپسول‌های گیاهی را حتی خود سازنده آن‌ها نمی‌دانند از چه موادی تشکیل‌شده است، با حقه و کلک هر چیزی را که گیرشان بیاید به این کپسول‌ها اضافه می‌کند.

در قدیم حکیم وجود داشت، فرق حکیم و پزشک خیلی زیاد است. کسی که طبابت انسان را به عهده بگیرد باید حکیم باشد کسی که فقط پزشک باشد و طبابت را به عهده بگیرد به‌نوعی همان دامپزشک است. فرق پزشک با حکیم این است که حکیم دلیل درد را پیدا می‌کنند نه خود درد را، دلیل درد کار حکیم است یعنی اول می‌رود سراغ درد، به عنوان مثال سردرد نشانه بیماری است خود بیماری نیست حکیم می‌رود دلیل سردرد را پیدا می‌کنند و آن دلیل را درمان می‌کند و پزشک علامت و یا همان سردرد را درمان می‌کند، کاری که در مسئله اعتیاد انجام می‌شد و همه به دنبال درمان علائم و نشانه‌ها بودند، روی دلیل آن هیچ بررسی صورت نمی‌گرفت، خاطر همین این روش‌های درمانی سم‌زدایی و روش‌های غلط تجویز می‌شد ولی تنها جایی که به سراغ دلیل درد و بیماری رفت کنگره ۶۰ بود، کنگره دلیل اعتیاد و بیماری را درست می‌کنند و خودبه‌خود اعتیاد درست می‌شود، ما اینجا به علائم و نشانه‌ها هیچ کاری نداریم و با درمان جسم، روان و جهان‌بینی، فرد خودبه‌خود به درمان اعتیاد می‌رسد، در قسمت جسم به‌ وسیله دارو و در قسمت جهان‌بینی هم به‌وسیله سی‌دی‌ها، نوشتارها  و جلسات، ما در قسمت روان چیزی نداریم چون‌که خودبه‌خود با درست شدن جسم و جهان‌بینی روان و یا همان رفتار هم درست می‌شود اما در روش‌های دیگر فقط با روان کاردارند اما برعکس آن‌ها ما با روان کاری نداریم، وقتی ما در قسمت جسم و جهان‌بینی به درمان برسیم روان خودبه‌خود درست می‌شود.

در ادامه سؤالات دوستان توسط دیده بان محترم آقای اشکذری پاسخ داده شد که تعدادی از آن‌ها در ادامه آمده است:

- بااینکه به‌صورت منظم و با خواسته به کنگره می‌آیم تفکرات غلط و فشار مشکلات باعث فراموش کردن خواسته و هدف خود و مصرف کردن یا گریز زدن من می‌شود چکار کنم؟

ما در فرهنگ کنگره اصلاً چیزی به اسم گریز و لغزش نداریم چون پله اول را محکم می‌کنیم و بعد به پله بعدی می‌رویم اگر هم لغزش وجود دارد به دلیل این است که پله قبل را درست نرفته است و درست انجام نداده است، این برمی‌گردد به آموزش و لژیون و سی‌دی‌ها چون این‌ها ابزارهایی هستند که زیر پای ما را محکم می‌کنند. تمرکز روی مشکلات کار اشتباهی است گاهی اوقات شاید نیاز باشد که ما یادمان برود که اعتیاد داشتیم، دارو را سر ساعت بخور و جلسات را منظم بیا خودبه‌خود درمان اتفاق می‌افتد، ما به این دلیل خود را مسافر اطلاق می‌کنیم که یادمان برود اعتیاد داشته‌ایم

-اگر کسی دارای طبع سرد باشد و مشکل و بیماری قند هم داشته باشد چه باید بکند؟ 

اصولاً آن چیزهایی که برای طبع سرد تجویز می‌شود برای بیماری قند مضر است مثلاً نبات و یا خرما اما چیزهای دیگری هم هست که برای طبع سرد مفید است در دسترس ترین چیز برای آن اسپند است چند دانه اسپند را له کرده و در چای استفاده کنیم حتی دود اسپند هم سردی و رخوت را پایین می‌آورد و برای طبع سرد بسیار مفید است

- لطفاً در مورد اهمیت حضور در جلسه صحبت کنید؟

در سی دی مراحل نفس و چندین سی دی دیگر مهندس عنوان‌شده که ما سه مرحله نفس داریم که ما در قسمت مواد مخدر در مرحله نفس اماره هستیم شاید در قسمت‌های دیگر در مراحل بعدی باشیم و برخلاف خیلی از صحبت‌ها، یک فرد مصرف‌کننده می‌تواند در خیلی از قسمت‌ها در مراحل بالاتری از نفس اماره قرار داشته باشد مثلا در قسمت دزدی در مرحله نفس مطمئنه باشد اما تریاک هم مصرف کنند. ما باید در قسمت اعتیاد از مرحله نفس اماره به نفس لوامه برسیم آن‌وقت ما خودبه‌خود مواد مصرف نمی‌کنیم، جلسات و آموزش‌هایی که ما می‌گیریم باعث می‌شوند که ما را در قسمت مواد مخدر از نفس اماره و امر کننده به نفس لوامه برسیم، نفس با زور، التماس و یا نصیحت تربیت نمی‌شود بلکه فقط با آموزش و جلسات، مرتبه آن تغییر می‌کند. ممکن است در یک‌لحظه که ما در جلسه حضور نداشته باشیم مشارکت یکی از اعضا کلید یکی از سخت‌ترین مشکلات ما باشد و ما نتوانیم از آن استفاده کنیم.

در کنگره بیان می‌شود که جسم از خاک و روح از طرف خداوند است اما نفس از چیست؟ 

در نوشتارهای کنگره بیان می‌شود که نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند یعنی هنوز هیچ‌کس نمی‌داند نفس از چه چیزی است، چون ما با معیارهای فیزیکی نمی‌توانیم بگوییم از چه چیزی است نفس از جنسی است که در فیزیک آن را نداریم و نمی‌توانیم بگوییم  از فلان است، نه جنس آن را می‌دانیم و نه جای آن را می‌دانیم. در درون ما است یا در بیرون ماست؟ آن چیزی که مسلم است این است که از جنس امواج است

- با توجه به اینکه شغلم آزاد است با نزدیک شدن به سال جدید و شب عید  دغدغه وقت دارم و نمی‌توانم سر ساعت در جلسه باشم چه راهکاری پیشنهاد می‌شود؟

من با توجه به تجربه خودم با این موضوع خیلی برخورد کرده‌ام که خیلی از ره‌جوهایم میگویند مستأجر هستند ،مشکل مالی و یا گرفتاری دارند و باید کار کنند و نمی‌توانند وقتشان را در جلسه تلف کنند دلیل این امر چیزی دیگری است، آن چیزی که انسان را از زندگی عقب می‌اندازد و به‌طورکلی همه‌چیز (دخل‌وخرج) را به هم می‌ریزد اصلاً درآمد نیست بلکه تفکر است، مهم نیست چقدر درآمد داریم مهم این است که چقدر خرج می‌کنید، وقتی ما جلسات را منظم و مرتب می‌آییم می‌شود که بدون رودربایستی بگویم کمتر ضرر می‌کنیم، وقتی انسان حالش خوب نباشد ضرر به بار می‌آورد، در زمان مصرف این پول مواد نیست که انسان را بدبخت می‌کند بلکه تفکرات غلط است که انسان را به تاریکی و بیچارگی می‌رساند.

- اگر می‌شود راجع به مسائل زناشویی توضیح دهید؟ 

اگر سؤال بهتر و واضح‌تر بیان می‌شد بهتر می‌توانستم جواب بدهم، متأسفانه مشکلی که در جامعه ما غالب شده است این است که از بیان این مسائل خجالت می‌کشیم، نباید این‌گونه باشد و این اصلاً مسئله و مشکلی بدی نیست درحالی‌که این مسئله و یبوست برای خیلی از انسان‌ها وجود دارد اما از مطرح کردن آن‌ها خودداری می‌کنید و آن را پنهان می‌کنند.

 این مشکل بیشتر مربوط به ضعف و ضعیف شدن ماهیچه‌های کمر یا همان ورزش است ورزش باید اصولی باشد، ورزش باید با حرکات کششی شروع (گرم کردن) و با حرکات کششی  به پایان برسد(سرد کردن) شاید هم به دلیل نوع نشستن مصرفکننده مواد مخدر این ماهیچه‌ها ضعیف شده قبلاً با مصرف مواد جبران می‌شد اما اکنون‌که مواد کنار رفته باعث زود انزالی می‌شود پس حتماً باید از نرمش‌های جزوه آناتومی استفاده کرد چون این جزوه هم طول ماهیچه‌ها را درست می‌کند و هم مشکل زود انزالی را برطرف می‌کند و در ادامه باید رشته ورزشی داشته باشیم اگر مشکل دیگری هم هست به‌صورت خصوصی می‌تواند باهم صحبت کنیم( برای حل این مشکل به‌هیچ‌وجه از دارو استفاده نکنید و فقط با ورزش است که کمر سفت می‌شود دارو کمر را کرخت و بی‌حس می‌کند) سعی کنید این مسئله و قرص را در ابتدای سفر درست کنید تا در انتها به مشکل برنخورید

- بااینکه در ابتدای سفر دوم هستم دیرخوابم می‌برد و در قسمت فکر هم دارای آشفتگی هستم؟

بازهم مشکل اصلی مربوط به جسم است و راهکار آن ورزش است بدون شک این دوست ما رشته ورزشی هم ندارند

- بازسازی سیستم ایکس چه زمانی صورت می‌گیرد؟

بازسازی سیستم ایکس اگر درست جلو آمده باشیم عموماً وقتی روی پله نیم سی‌سی قرار داشته باشیم تقریباً تمام‌شده است بقیه برای محکم‌کاری است 

- لطفا در مورد دیر آمدن به جلسه توضیح دهید؟

کسی که دیر به جلسه می‌آید یعنی اولویت درمانش اعتیاد نیست یا همان مثال به نماز نگوکاردارم به کار بگویید نماز دارم، باید به کار بگوییم جلسه دارم نباید به جلسه بگوییم کاردارم، اگر چنین بشود به درمان نمی‌رسیم اگر هم برسیم درمان نیست ، ترک است و نباید به آن امیدوار بود.

نویسنده و عکاس: مسافر سعید

منبع: وبلاگ نمایندگی حسنانی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های هفته، استاد علی اشکذری، کارگاه های آموزشی، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام،


گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه
دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 19:09 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/11/08

مبحث: سی دی دوا (بخش اول)

هرویینی‌های سابق به هرویین می‌گفتند دوا و البته دوا هم بود چون هرویین ابتدا دارو بود به همین دلیل دوا هم بود و به همین دلیل هرویینی‌های قدیمی به هرویین می‌گفتند دوا.

حالا یک مقداری راجع به بیماری صحبت می‌کنیم و برای اینکه بهتر مطلب را متوجه شویم می‌آییم تعمیرات اتومبیل و مسائلی که بیرون از جسم اتفاق می‌افتد را با جسم مقایسه می‌کنیم. اگر لاستیک ماشین شما پنچر شود مشکل در کجاست؟

مشکل در لاستیک ماشین است لاستیک را برمی‌داریم به آپاراتی می‌بریم پنچرگیری می‌کنند و مسئله درست می‌شود البته برای این کار لوازم موردنیاز چسب هست با وصله که چسب را می‌کنند روی سوراخ و بعد وصله را روی آن می‌گذارند و آن لاستیک درست می‌شود ولی به خرابی و اشکالی که در انسان به وجود می‌آید بیماری میگوییم و بیماری یعنی یک نقص یا اشکال یا عیب که در انسان به وجود آمده و در قسمت ماشین‌آلات به کسی که عیب را رفع می‌کند تعمیرکار یا مهندس میگویند ولی به تعمیرکار انسان پزشک میگویند.

حالا بیماری‌هایی که در بدن انسان به وجود می‌آید به دو قسمت عمده تقسیم می‌شود: یک عده بیماری‌های جسمی است مثل بیماری روده – معده – دندان و غیره که به آن‌ها بیماری فیزیولوژی میگویند و یک عده بیماری هست که به آن‌ها بیماری روانی و روحی میگویند که مربوط به خلق‌وخوی انسان است مثل افسردگی - توهم – جنون – ترس – فوبیا و غیره.

اما چه می‌شود که یک بیماری در جسم به وجود می‌آید البته ژنتیک را کنار بگذاریم. اگر نقصی در جسم یا روح و روان ما به وجود بیاید و از تعادل خارج بشویم به آن بیماری میگوییم یعنی در قسمت جسم هر چیزی تعریف خودش را دارد و اگر از آن تعریف خارج شود مشکل به وجود می‌آید مثلاً درجه حرارت بدن باید 5/37 درجه باشد و اگر از این درجه بالا یا پایین‌تر برود مشکل به وجود می‌آید. بدن انسان از خاک درست‌شده و این یعنی چه؟

یعنی هر نوع ماده‌ای که در خاک وجود دارد در بدن انسان هم وجود دارد مثلاً در خون ما آهن و استخوان ما از کلسیم و مغز ما از فسفر است و موادی مثل: مس – منگنز – سدیم – پتاسیم و مواد جدول مندلیف در جسم ما هست و حتی اسیدها هم در بدن ما هست پس مجموعه‌ای از مواد و عناصر مختلف جسم ما را تشکیل داده‌اند حالا مثلاً اگر کلسیم کم باشد انسان پوکی استخوان می‌گیرد و اگر آهن کم باشد کم‌خونی می‌گیریم و در کل اگر هرکدام از این عناصر که در خاک و بدن ما وجود دارد کم یا زیاد شود یک بیماری را مبتلا می‌شویم این‌یک قسمت و اما ارتباطات درونی ما چگونه است: ما یک‌چیزی داریم به اسم کلیه و یک‌چیز دیگر به اسم مثانه و یکی روده و یکی کبد و قلب و شش و ریه این‌ها هرکدام به‌تنهایی یک کاری را انجام می‌دهند و اما چه کسی به این‌ها دستور می‌دهد که چه‌کاری را انجام بدهند معمولاً 20 درصد این دستورها را مغز می‌دهد و یک سری دستورها را خود آن‌ها می‌دهند و اگر دستوراتی که از مغز می‌آید دچار مشکل شود ما هم مشکل خواهیم داشت و این ارتباط بین مغز و این قسمت‌ها به دو صورت انجام می‌شود یا توسط الکتریسیته انجام می‌گیرد یا توسط یک سری مواد شیمیایی این‌یک سری از اطلاعات و یک سری اطلاعات هم هماهنگ کردن این دستگاه‌ها باهم است مثلاً وقتی ریه دارد دم و بازدم می‌کند احتیاج به خون دارد و این خون از قلب می‌آید و باید چقدر خون برسد تا قلب و ریه خوب کار کنند پس یک دستگاهی این هماهنگی را انجام می‌دهد که آرام‌تر کارکن یا دستورات دیگر و یک سری هماهنگی‌ها باید بین اعضای بدن انجام شود که توسط مدیا تور انجام می‌شود.

 پس یک قسمت عمده بیماری‌ها در اثر به هم خوردن بالانس مواد خاکی بدن است پس انسان برای اینکه کمتر بیمار بشود نیاز به یک سری مواد دارد و حالا می‌آییم مغز را نگاه می‌کنیم که میگویند بالای 100 میلیارد نورون دارد که همان سلول‌های مغزی هستند و یک شبکه‌های پیچیده اطلاعاتی دارد که خیلی از آن‌ها هنوز کشف نشده و فقط یک سری از مواد شیمیایی مغز را تابه‌حال پیداکرده‌ایم مثل سروتونین و آدرنالین و غیره و گفتیم همه‌کاره‌ای ما بر مبنای همین هورمون‌های شیمیایی است حتی موقع تخمک‌گذاری بر مبنای یک سری کنش‌های شیمیایی این کار انجام می‌شود و هورمون‌ها یک سری اطلاعات را مثل تلفن از مغز می‌گیرد و یک‌زمانی هم دستورات از خود قسمت‌های بدن صادر می‌شود و یک نوع دستورات دیگر مثل رادیو می‌مانند که دائماً در حال پخش‌اند که به آن‌ها هورمون میگویند و هر کس قسمتی را که به دردش می‌خورد می‌گیرد پس یک نوروترانسمیتر داریم و یک قسمت هم هورمون‌ها راداریم و یک قسمت هم مدیا توها راداریم این‌ها اطلاعاتی بود و بقیه قسمت‌ها هم که گفتیم شیمیایی است مثل ترشح هورمون‌های خواب یا بیداری پس تمام این بدن یا هیکل ما یک سری توسط مواد معدنی و یک سری توسط مواد شیمیایی و یک سری توسط مواد بیوشیمی و یک سری الکتریکی کارهای خودش را انجام می‌دهد و اگر نقصی پیش بیاید یک موقع مربوط به همان نقطه مربوطه است و یک موقع مربوط به‌جایی دیگر است پس بین انسان و ماشین‌آلات این فرق‌ها وجود دارد.

حالا می‌خواهم بحث بسیار مهم دوا را مطرح کنم فرق عمده انسان با ماشین‌آلات و حیوانات در همین قسمت دواست یعنی فرق است بین انسان و ماشین‌آلات و حتی حیوانات چون حیوانات که پزشک و روان‌پزشک ندارند و زمانی که حیوانی مثل شیر مریض می‌شود به‌صورت غریزی می‌روند و یک نوع گیاه را می‌خورد و خوب می‌شود و اما در ماشین‌آلات باید حتماً تعمیرکار آن عیب را برطرف کند و اگر لاستیک پنچر شد ما نمی‌رویم چسب و وصله را داخل لاستیک بریزیم و بگوییم خودت را درست کن ولی اگر این عیب در انسان باشد ما دارو را می‌دهیم به انسان و میگوییم خودت باید خودت را مداوا کنی منظور این است که بزرگ‌ترین پزشکان و سیستم پزشکی و بزرگ‌ترین اتاق‌های جراحی جهان در بدن خود انسان طراحی‌شده و انسان یک ماشین بسیار عظیم و پیچیده است و این پیچیدگی طوری هست که یک فرد نمی‌تواند دیگری را تعمیر کند حتی در جراحی اگر یک قسمت را برش دهند به آن قسمت چسب نمی‌زنند و آنجا را می‌دوزند و جوش خوردن به عهده خود بدن است و خود بدن سیستم ترمیم و جوش خوردن دارد و بدن سیستمی است که خودش بزرگ‌ترین کادر تعمیرات ر دارد حالا شاید بپرسید پس‌کار پزشک چیست؟ به نظر من این است که ببیند و بداند که کدام قسمت بدن چیزی کم دارد و آن را به قسمت مربوطه بدهد بقیه کار با خود بدن است. ما خیلی از بیماری‌ها را نمی‌توانیم درمان کنیم چون همه می‌خواهند خودشان درمان کنند درحالی‌که باید خود بدن درستش کند مثلاً در بیماری ‌ام اس یک‌چیزی از بدن کم می‌شود و روکش‌های سیستم‌های عصبی از بین می‌رود و اتصال می‌کنند و شخص نمی‌تواند ببیند یا درست راه برود. سیستم ایمنی بدن انسان هر چیزی را نشناسد به آن حمله می‌کند که ماده موردنیاز این سیستم دفاعی بدن مکروفاژهاست که در مغز استخوان تولید می‌شود آن‌هم چند میلیون در دقیقه بنابراین پزشک یا فرد باید ماده‌ای را در اختیار بدن بدهد و بقیه کار را به خود بدن بسپارد دقیقاً همین کاری که ما در درمان اعتیاد انجام می‌دهیم بااینکه تمام دنیا میگویند اعتیاد درمان ندارد ولی ما میگوییم درمان دارد ولی ما درمانگر نیستیم و ما راهنمای درمانیم. پس مشخص شد که بیماری اعتیاد در اثر نقص در سیستم شبه افیون بدن است حالا ممکن است در اثر کمبود مواد باشد یا استفاده از ناخالصی‌هایی که برای بدن ضرر دارد یا استفاده بیش‌ازحد از موادی مثل کلسیم غیره و یک سری بیماری‌های جسمی دیگر غیر از اعتیاد در اثر چاق بودن فرد است و اگر فرد وزنش را به حد تعادل برساند بیماری‌هایش مرتفع می‌شود؛ بنابراین یک قسمت بیماری‌ها این‌هاست و یک سری دیگر از بیماری‌ها هم در اثر افکار و اندیشه‌های منفی است.

 کسی که کینه – تنفر – حسادت دارد یعنی به خودش ضربه میزند و بیماری می‌آورد که به این دسته از بیماری‌ها روان‌تنی یا بیماری‌های عصبی میگویند که آتش درونی است و یک موقع دیگر هم هست که فاجعه است و می‌آییم دود سیگار یا مواد مخدر را در اثر جهل وارد این سیستم بدن می‌کنیم که باعث مریضی می‌روند پس اینجا برای رفع بیماری باید کمبود مواد لازم بدن در اختیار جسم قرار بگیرد تا خودش را تعمیر کند بعضی‌اوقات هم اگر یک قسمت مشکل دارد می‌خواهند همان قسمت را مداوا کنند درصورتی‌که شاید مشکل جای دیگری از بدن باشد مثلاً کلیه یا معده یا کبد مشکل داشته باشد ولی مشکل اصلی در جای دیگری باشد مثل لوله‌ای که رسوب می‌گیرد و مشکل از آب است نه خود لوله و ما اگر بیاییم لوله‌ها را تعویض کنیم شاید تا یکی دو سال درست شود ولی دوباره رسوب می‌گیرد برای همین نمی‌توانیم بعضی از بیماری‌ها مثل صرع – ام‌اس – دوشخصیتی – سایکوز – اسکیزوفرنی و غیره را درمان کنیم.

در درمان اعتیاد هم یک مثلث داریم:

1-داروی مناسب یا دوای مناسب: یعنی باید بدانیم این سیستم چه چیزی می‌خواهند چسب می‌خواهند – قیر می‌خواهند و یا چیز دیگری می‌خواهند مثلاً برای درمان اعتیاد داروی مناسب تریاک است که همه‌چیز مثل کدئین و نارکوتین و پاپاورین و غیره دارد پس قاعده مثلث شد داروی مناسب

2- مقدار مناسب یا دوز دارو چقدر باشد: اگر مقدار دارو زیاد یا کم باشد اثر درستی ندارد مثلاً در مثال شیر آب ما یک واشر نیاز داریم نه یک گونی واشر یا در درمان اعتیاد مثلاً 60 سی‌سی شربت متادون می‌خورند و قرص‌های خواب هم می‌خورند که این بدتر تخریب به وجود می‌آورد و این قضیه توسط راهنماهای کنگره به‌خوبی اجرا می‌شود به یک فرد یک‌دهم سی‌سی شربت اوتی می‌دهند و به یک فرد شانزده و نیم سی‌سی چون مقدار مناسب برای هر فردی فرق می‌کند

3- زمان مناسب: یعنی باید بدانیم چه ساعتی و چند وعده بایستی دارو را بخورد که برای اعتیاد مثلاً سه وعده منظم هست ساعت 7 و 2 و 9 که بایستی دارو درست سر ساعت مصرف شود و نمی‌توانیم بگوییم صبح و ظهر و شب بخوریم و اگر یک وعده قطع شود مثل این است که روی پشت‌بام بتن‌ریزی کنی و یک‌مرتبه قطع کنی و دوباره بتن‌ریزی کنی پس بتن دارای شکاف می‌شود و بایستی پشت سر هم و مرتب دارو مصرف شود و در هر وعده هنوز مقداری از دارو در بدن فرد هست که وعده بعدی را می‌دهیم؛ و این‌ها همه مقدمه بیماری و مثلث تمام بیماری‌ها است چون من معتقدم که اگر داروی مناسب را به میزان مناسب و در زمان مناسب در اختیار بدن قرار بدهیم خود بدن خودش را ترمیم می‌کند.

تهیه و تایپ مقاله؛ مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه، سی دی های هفته، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام، دانستنی های تغذیه، مقاله،


گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه
چهارشنبه 4 بهمن 1396 ساعت 17:15 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/11/01

مبحث: سی دی سم زدایی

در کشور ایران در زمان قدیم وقتی شخصی تصمیم به خودکشی می‌گرفت به دلیل اینکه داروهای امروزی وجود نداشت از تریاک استفاده می‌کرد و چون در این حالت فرد را مسموم می‌دانستند برای سم‌زدایی او اقداماتی انجام می‌دادند دقیقاً مانند کسی که دچار مارگزیدگی می‌شد لذا واژه سم‌زدایی ازآنجا در فرهنگ مصرف تریاک باب شد درحالی‌که مواد مخدر و تریاک سم نیستند.

در ماده‌ای مانند تریاک موادی مانند مرفین و تبائین و کدئین یا نارسئین و غیره وجود دارد که از این مواد در پزشکی و داروهای درمانی استفاده‌های زیادی می‌کنند پس اگر در حالتی تریاک زهر باشد در حالتی دیگر پادزهر هم هست و اگر از این مواد زیادی استفاده گردد خاصیت سم پیدا خواهند کرد و این در مورد موادی دیگر هم صادق است حتی در مورد آب آشامیدنی که مایع حیات است؛ پس مصرف هر چیزی وقتی از تعادل خارج گردد خاصیت زهر و سم پیدا می‌کند. ماده‌ای مانند هرویین که دی استیل مرفین است خاصیت دارویی دارد و اصولاً به جهت درمان اعتیاد به تریاک ساخته‌شده است یا حشیش از ماده‌ای به نام ((تی اچ سی)) تشکیل گردیده که در بیهوشی از آن استفاده می‌گردد یا برای درمان آسم از آن استفاده می‌گردد یا شیشه که از خانواده متاآمفتامین است و یا ریتالین که مانند کوکایین است خاصیت‌های دارویی دارند پس این‌ها هیچ‌کدام سم نیستند و اگر یک نفر در اثر یک بیماری مدت یک سال باشد که تزریق مرفین داشته باشد نمی‌توانیم بگوییم او مسموم است و باید سم‌زدایی شود و باید بعد از پایان دوره درمان کم‌کم دوز دارو را کم کرد و درنهایت قطع نمود یا اگر کسی کورتون مصرف کند به‌یک‌باره آن را قطع نمی‌کنند ولی اگر یکی تریاکی باشد می‌گویند باید به‌یک‌باره مصرف را قطع کند.

مواد مخدر و الکل به دلیل اینکه از سد خونی مغز عبور می‌کنند می‌توانند در مصرف‌های طولانی جایگزین مواد شبه افیون بدن گردد و ناقل‌های عصبی شخص از دور خارج می‌گردند مثلاً تولید سروتونین پایین آمده و باعث افسردگی فرد می‌گردد، بنابراین برای درمان یک فرد مصرف‌کننده باید ناقل‌های عصبی و سیستم شبه افیون فرد که از حالت تعادل خارج‌شده به حالت تعادل برگردد نه اینکه با تزریق یا خوراندن یک سری دارو به فرد مواد را از بدنش خارج کنیم، چون اگر مواد را به‌یک‌باره از بدن فرد خارج کنیم یا به قولی سم‌زدایی کنیم فرد دچار شوک فیزیولوژیک می‌شود یا تشنج می‌کند.

 پس در درمان اعتیاد نباید به مواد مخدر به چشم سم نگاه کنیم وگرنه راه را اشتباه خواهیم رفت و چون از تعادل خارج شدن سیستم شبه افیون و ناقل‌های عصبی در طول زمان انجام می‌گردد پس برای به تعادل رساندن آن‌هم باید زمان را رعایت کنیم؛ درروش درمانی کنگره هم داروی مناسب که همان تریاک است در یک برنامه زمانی خاص برای فرد تجویز می‌گردد و به‌مرورزمان تیپر می‌گردد تا در پایان 11 ماه دارو کاملاً قطع و فرد به درمان می‌رسد و سیستم‌های شبه افیون فرد دوباره تولید خود را از سر می‌گیرند و راه‌اندازی می‌شوند؛ اما به این دلیل داروی درمان تریاک است که این دارو بیشترین شباهت را به سیستم فرد دارد و فرد در این شیوه درمان به 100 درصد درمان می‌رسد و داروهایی مثل متادون یا کورتون و غیره کمتر به این سیستم شباهت دارند؛ پس تریاک سم نیست و از سالیان قدیم مصرف پزشکی داشته و دارد و باعث بهبود و درمان تعداد زیادی بیماری شده است و این انسان بوده که در اثر سوءمصرف این دارو باعث بی‌آبرو شدن این گیاه شفابخش شده است تا جایی که به‌اشتباه آن را سم می‌دانند ولی باید دانست اگر کسی با کبریت یک خرمن را به آتش می‌کشد تقصیر کبریت و آتش نیست بلکه مقصر آن فرد است و اگر کسی با مصرف زیاد و سوءمصرف ماده‌ای مانند تریاک تبدیل به یک مصرف‌کننده شده مقصر خود تریاک نیست که آن را سم و آن فرد را مسموم بدانیم.

تهیه و تایپ مقاله؛ مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام، مقاله،


گزارش عملکرد لژیون روزهای سه شنبه
سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت 10:01 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/10/26

مبحث: بازی پازل از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر

اکثر ما با بازی پازل آشنا هستیم که در آن قطعات یک‌شکل را به‌هم‌ریخته‌اند و ما از یک‌گوشه شروع می‌کنیم و با توجه به شکل و رنگ قطعات آن‌ها در سر جای خودشان قرار می‌دهیم و به شکل درستی دست پیدا می‌کنیم؛ زندگی هم از یک نظر شبیه بازی پازل است و اگر در طول زندگی هر کاری را در سر جای خودش انجام ندهیم دچار مشکلات متعددی خواهیم شد.

در بازی پازل شما نمی‌توانید یک قطعه را همین‌جوری بردارید و با بریدن گوشه‌های آن درجایی که مربوط به آن قطعه نیست قرار دهید و یا به‌زور آن قطعه رابین قطعات دیگر جا کنید چون در این صورت یکی از قطعات خود را نابود کرده‌اید و شکل ناموزون و ناهماهنگ خواهد بود ولی اگر قطعات درست سر جای خودشان قرار دهید درنهایت خواهید دید که شکل درستی پدیدار می‌شود وزندگی هم همین‌طور است اگر در مسیر زندگی درست حرکت کنید موضوعات مانند نت‌های موسیقی درست و پشت سر هم قرار خواهند گرفت.

در زندگی برای اینکه شما بتوانید کاری را درست انجام بدهید باید اذن صادر شود و اگر بخواهی از تاریکی نیز خارج شوید باید اذن آن صادر گردد و یک موقع است که فرد باید در تاریکی و به‌هم‌ریختگی کامل فرو برود و در عذاب باشد تا بتواند از تاریکی خارج شود و این تشکیلات و امورات کاملاً حساب‌شده هستند و اگر در انجام هر کاری اذن صادر نگردد آخرین قطعه پازل نخواهد آمد. پس‌روی انسان‌ها حساس نباشید تا فرمانش برسد چون شما گذشته و پیشینه را نمی‌دانید و از آن بی‌خبرید؛ پس خیلی از جاها ما تمام تلاش را می‌کنیم و زحمت هم می‌کشیم ولی در لحظه آخر بایستی فرمان برسد تا به نتیجه برسیم ما هم در کنگره باید تلاش خودمان را در صراط مستقیم بکنیم و نتیجه را به خداوند واگذار کنیم.

خیلی از تلاش‌های ما الآن انجام می‌شود ولی نتیجه آن در طول زمان به ما برگشت خواهد شد مانند پله‌های درستی که در طول سفر طی می‌کنیم و بعد از یازده ماه نتیجه آن را می‌بینیم چراکه باید یک سری تغییرات انجام شود و این تغییرات در طی زمان انجام می‌شوند و در یک‌لحظه تبدیل شکل می‌گیرد و ترخیص از آن موضوع و باز موضوع دیگری شروع می‌شود درست مانند تولد یک نوزاد از شکم مادر که قبل از آن تغییرات زیادی داشته و سلول‌ها تغییر شکل داده‌اند تا شکل انسان کامل را به خود گرفته است.

سفر ما در کنگره هم به نحوی شبیه بازی پازل طراحی‌شده و تک‌تک صفحات زندگی توسط خود ما طراحی می‌شود و کسی که در طی سفر طرح‌های قشنگی بکشد درنهایت به تصویر زیبایی دست خواهد یافت و به وجود آوردن این طرح مانند بافتن فرش است که فرد گره به گره آن را با دست خودش می‌بافد و بعد از تکمیل شدن فرش هرچقدر روی آن راه بروید محکم‌تر خواهد شد ولی اگر آن فرش را در پستوی خانه قرار دهید در طی زمان حشره می‌زند و خراب می‌گردد و سیستم شبه افیون ما هم مانند این فرش از گردونه خارج‌شده و تخریب گردیده پس باید دوباره آن را به حیات بازگردانیم و زمانی که این سیستم به گردونه حیات برگردد شما تمام‌کارها خود را باذوق تمام انجام خواهید داد بدون نیاز به مصرف مواد مخدر بیرونی و این بازسازی فقط در سیستم شبه افیون نیست و بیماری‌های دیگر هم در کنار آن به درمان خواهند رسید.

زندگی هم درست مانند بازی است و تشبیه شده به یک دریای متلاطم و پر از رنج‌های پیچیده و غم‌های بزرگ و یک نفر که شنا هم بلد نیست می‌خواهد این مسیر را پشت سر بگذارد درست مانند کسی که تازه به کنگره وارد می‌شود و فنون سفر را بلد نیست و مشکلات او هم بسیار زیاد است در اینجا افرادی که فکر کنند با دیگران فرق دارند و مشکلات آن‌ها خاص است موفق نخواهند شد ولی کسانی که فنون بازی را بلد هستند موفق خواهند شد و ما در طول سفرمان در هستی هم در حال نگارش ورق‌های زندگی هستیم و اگر این صفحات را درست بنویسیم هم خودمان و هم آیندگان راحت‌تر خواهند بود.

در کنگره قوانین بازی همان حفظ حرمت‌ها و رعایت قوانین است؛ ما نباید باهم ارتباط پولی یا کاری برقرار کنیم یا در مسائل خانوادگی هم دخالت کنیم و خیلی از قوانین دیگر که اگر درست پیاده شوند ما در این بازی برنده خواهیم بود.

نتیجه اینکه زندگی یا سفر در کنگره مثل یک بازی پازل است که برای موفق بودن در این بازی فقط باید قواعد آن را بدانیم درست مثل بازی فوتبال که اگر قوانین آن را بلد باشیم از بازی خود لذت می‌بریم و برنده هم خواهیم بود ولی اگر قوانین را بلد نباشیم تیم حریف ما را دست خواهد انداخت و بازنده می‌شویم و لذتی هم در کار نخواهد بود؛ و یا مانند بازی پازل که اگر قوانین آن را بلد باشیم تمام قطعه‌های آن درست در سر جای خودشان قرار خواهند گرفت و باید بدانیم اگر قطعه‌ای درجایی قرار نگرفت به‌زور آن را جا نکنیم یعنی خیلی وقت‌ها تلاش می‌کنیم ولی نتیجه نمی‌گیریم چون اذن صادر نشده و نباید زور زیادی بزنیم.

تهیه و تایپ مقاله؛ مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای سه شنبه، سی دی های هفته، کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام، مقاله،


استاد احمد حکیمی
دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت 12:58 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
موضوع: خودداری درونی

وادی پنجم می‌گوید در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توان با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید. من چهار وادی را پشت سر گذاشته‌ام و به این پی برده‌ام که باید چگونه تفکر کنم، به چه چیزهایی نباید فکر کنم، به چه چیزهایی نیاز دارم وادی چهارم به من گوش زد  کرد که تمام مسئولیت کارهای من بر عهده‌ی خودم است و اگر بخواهم این گستردگی را به وجود بیاورم باید حرکت کنم.
نشستن و فکر کردن به‌تنهایی نمی‌تواند برای من کاری انجام دهد باید حرکت کنم تا این امر را محیا کنم اولین قدم این است که خواسته در من به وجود آید و باید بدانم که کدام خواسته‌ی من معقول است و کدام نامعقول است وقتی تفکر و اندیشه و خواسته شکل گرفت در مرحله‌ی بعد در ذهن من مطرح می‌شود این خواسته از ذهن کمک می‌گیرد برای تصویرسازی رسیدن به این خواسته وقتی این دو مرحله را پشت سر گذاشتم حکم عقل را می‌خواهد وقتی حکم عقل صادر شد در مرحله‌ی آخر اجرا باید صورت بگیرد.
وقتی می‌خواهید یک کاپشن بخرید با خود می‌گوییم هوا سرد است این احساس نیاز در من به وجود می‌آید که باید یک کاپشن تهیه کنم و از کجا باید آن را تهیه کنم این  تصویر در ذهن من آماده‌سازی می‌شود و وقتی نیاز خود را بر طرف کردم آن‌وقت توانسته‌ام خواسته‌ی خود را بر طرف کنم. وقتی تفکر می‌کنید و می‌خواهید به هدف والایی دست پیدا کنید تغییرات شگرفی در درون ما ایجاد می‌شود این تغییرات شگرف اولین قدم رسیدن به رهایی است برای این‌که بتوانیم ساختار خود را اصلاح کنیم.
من باید نیازهای خود ا از تک‌تک وادی‌ها به‌اندازه بردارم تا به هدف نهایی برسم اولین قدم برگشت از ضد ارزش‌هاست. ضدارزش یعنی هر چیز که انسان را از حالت طبیعی خارج می‌کند مواد مخدر یک ضد ارزش است چون انسان را از حالت طبیعی خارج می‌کند و دومین قدم  خودداری است خودداری بسیار مهم است شاید به خود بگویید اگر در جایی مواد مصرف می‌کنند من نباید در آنجا حضور داشته باشم و یا یک کار را بخواهم انجام بدهم و خوب و بد آن را نمی‌دانم که آیا به نفع من است یا به ضرر من، نمی‌توانم تشخیص دهم پس بهترین راه این است که آن کار را انجام ندهم.
خودداری فقط در اعمال و رفتار بیرونی نیست باید یاد بگیرم که خیلی از رفتارهای درونی خود را هم انجام ندهیم در بعضی از جاها نباید صحبت کرد یا نباید راجع موضوعی فکر کنم  پس باید خودداری کنم خویشتن‌داری یک خودداری است یعنی در جایی باید حرکت خود را متوقف کنم چون به‌درستی و یا نادرستی آن کار واقف نیستم.
قناعت یک نکته‌ی بسیار مهم است چون هر کس قدم در کنگره می‌گذارد حتماً یک نوسانات مالی خواهد شد  چون می‌خواهد در دنیایی کار بدون ضدارزش ها قدم بردارد شاید او برای نماز به مسجد برود و در همان روز اول کفش او را می‌دزدند این یک امتحان است که آیا این خواسته‌ای که دارد با آگاهی کامل قدم برداشته یا خیر.
اگر من واژه‌ی درمان را یدک می‌کشم چه قدر می‌توانم کار کنم یا همه چیز من تحت شعاع درمان قرار می‌گیرد و آیا در این مدت زمانی کار برای من مهم‌تر است یا درمان در بعضی افراد باید کار خود را رها کنند تا به درمان برسند و تا این کار را انجام ندهند به درمان نخواهند رسید. ولی تعداد زیادی هستند که کار خود را به درمان ترجیح می‌دهند.
قناعت: به‌اندازه خرج کردن است شاید در زمان مصرف قدم‌های بلندی بر می‌داشتیم ولی حالا به خاطر قناعت نمی‌توانیم آن قدم‌ها را برداریم  چون حالا دیگر من دارای هدف والایی هستم.
صبر: گذر زمان توأم با تلاش و کوشش رفتن و رسیدن است یعنی تلاش کنم و زمان را هم در نظر بگیرم.
باید همیشه پس‌انداز داشته باشیم و باید هزینه‌های خود را مدیریت کرد و حالا سه آیتم دیگر مطرح می‌شود این آیتم ها را اگر انجام ندهید انسان را به تعالی می‌رسانند. تجسس، غیبت  و قضاوت است وقتی من می‌خواهم وادی پنجم را در خود پیاده کنم لازم است درون و بیرون خود را اصلاح کنم تجسس کردن من را از درون خود خارج می‌کند و به‌طرف دیگری سوق می‌دهد و به دنبال ضعف دیگران هستم و این موضوع باعث غیبت کردن و در آخر قضاوت کردن می‌شود و حکم را صادر می‌کنم تا نقاط ضعف خود را بپوشانم  در آخر خود را با او مقایسه می‌کنم و می‌گویم من  انسان خوبی هستم.
وقتی می‌توانم به  وادی پنجم برسم که به‌اندازه‌ی کافی از آن چهار وادی برداشته باشم تا بتوانم از ضد ارزش‌ها عبور کنم، وقتی من وارد این در می‌شوم باید بپذیرم که هیچ‌چیز را در زمینهٔ ی مواد مخدر و اعتیاد نمی‌دانستم و در اینجا می‌خواهم بیاموزم  باید ندانی را بیاموزی تا بدانی را بدانی، تا بتوانی تسلیم صحبت‌های راهنما شوی و این تسلیم شدن بسیار تا بسیار مهم است کسانی که خوب سفر می‌کنند یعنی در وادی ششم هستند و دارند به فرماندهی عقل عمل می‌کنند.

ویراستار و ثبت مسافر حجت
عکس مسافر علیرضا
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: استاد احمد حکیمی، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، چهارده وادی کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام،


برنامه ماهیانه لژیون
دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت 10:31 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
برنامه ماهیانه تدریس لژیون (بهمن ماه)

 

یکشنبه

سه‌شنبه

کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر

پنج شنبه

دستور جلسه هفتگی کنگره 60 




 هفته اول

96/10/01

رابطه یادگیری با معرکه گیری

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/03

تکرار تاریخ

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/05

سم

(سی دی آموزشی استاد امین)

96/10/04

سم زدایی یا سم نزدایی



 هفته دوم


96/10/08

دوا بخش 1 و 2

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/10

لحظه دشواری

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/12

دوا بخش 3

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/11

OT



 هفته سوم

96/10/15

وادی ششم بخش 1

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/17

تحت نیروهای شیطانی بودن

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/19

وادی ششم بخش 2

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/18

وادی ششم


هفته چهارم

96/10/22

وظایف رهجو

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/24

کنترل نقاط حساس

(سی دی آموزشی آقای مهندس)

96/10/26

نشریات

(سی دی آموزشی استاد امین)

96/10/25

وظایف راهنما و رهچو


هفته پنجم 

96/10/29

وادی دوازدهم بخش 1 و 2

(سی دی آموزشی آقای مهندس)



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: برنامه ماهیانه لژیون،


کارگاه آموزشی 96/10/28
دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت 10:12 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

ششمین جلسه از دور سی و چهارم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران روزهای پنجشنبه با استادی مسافر بهنام  ، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه وادی پنجم در تاریخ 28/10/96 رأس ساعت 17 شروع بکار نمود .همچنین در این جلسه تولد اولین سال رهایی مسافر سجاد ، رهجوی کمک راهنمای محترم ، آقای بهنام نوری را با شور فراوان جشن گرفتیم .

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان بهنام هستم یک مسافر

خیلی خوشحالم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم ، به مرزبانان دوره‌ی جدید تبریک و به مرزبانان دوره‌ی قبلی خدا قوت می‌گویم . همچنین رهایی های روز گذشته را خدمت خودشان و راهنماهای محترمشان تبریک می‌گویم .

در چهار وادی اول بیشتر به موضوع تفکر پرداخته می‌شود و در این وادی در مورد اجرایی کردن تفکر به ما آموزش داده می‌شود . مطالبی که در کنگره می‌آموزیم کاربردی بوده و برای این است که در زندگی‌مان از آن‌ها استفاده کرده و آن‌ها را اجرایی کنیم . در وادی پنجم هفت پله و مرحله در نظر گرفته شده که یک فرد برای خارج شدن از تاریکی اعتیاد و آشفتگی می‌بایست  بعد از به وجود آوردن ساختارهای تفکری آن مراحل را طی کند و آن‌ها را انجام بدهد . یکی از این پله‌ها که به نظر مهم می‌باشد ، مرحله اول ، یعنی بازگشت از ضد ارزش‌ها می‌باشد که همان توبه است . ذهنیتی که من نسبت به توبه داشتم این بود که با خودم می‌گفتم یک جایی تصمیم می‌گیرم که دیگر یک کار اشتباهی را انجام ندهم و تمام می‌شود . انجام ندادن ضد ارزش خوب است ولی کافی نیست . به‌عنوان‌مثال یک فرد مصرف‌کننده‌ی هروئین را در نظر بگیرید که توبه می‌کند و می‌گوید که دیگر مصرف نمی‌کنم ، آیا بعد از قطع مصرف ، مشکلش حل می‌شود و به حال خوب می‌رسد ؟ 
توبه یعنی اینکه اگر کار ضد ارزشی انجام می‌دهیم ، علاوه بر اینکه از آن برمی‌گردیم و دیگر آن را انجام نمی‌دهیم ، باید آن کارهای را که انجام داده‌ایم را جبران کنیم تا حسابمان تسویه شود .

یک بار یکی از مسافران در لژیون سؤالی از من پرسید که مدتی ذهن من را مشغول نمود . با اینکه سفر خود را خوب طی نموده بود و کارهایی که به او گفته شده بود را انجام می‌داد ، یک روز  با حالت طلبکارانه گفت ، من که این کارها را انجام دادم ، پس چرا حالم خوب نیست . این دقیقاً مربوط به همین وادی پنجم می‌شود . درست است که سفر کرده و کارهایی را انجام داده ولی آیا تمام تخریب‌ها را جبران کرده ؟ آیا تمام حساب‌ها تسویه نموده ؟ همه‌ی ما کارهای اشتباه زیادی انجام داده‌ایم ، نباید انتظار داشته باشیم که با سفر کردن همه‌ی مشکلات حل شود و همیشه حالمان خوب باشد .

در کنگره بعضی مدرک گرا شده‌اند ، مثلاً می‌گویند حالا به سفر دوم برسی خوب میشی ، حالا که فلان خدمت را انجام بدی حالت خوب میشه ، حالا کمک راهنما بشی درست میشه ؟ ولی این‌ها به خودی خود باعث خوب شدن حال نمی‌شود ، بلکه من تمام کارهایی که انجام داده‌ام را باید یکی‌یکی جبران کنتم . علت اینکه یک سفر دومی که در حال خدمت است نسبت به یک سفر دومی که کنگره نمی‌آید حال بهتری دارد این است که تلاش بیشتری به جهت بازگشت از ضد ارزش‌ها و جبران انجام داده است .

قسمت دوم دستورجلسه تولد اولین سال رهایی سجاد هست که من به او ، همسفرش و راهنمای همسفرش تبریک می‌گویم . سجاد از مسافرانی بود که خوب سفر نمی‌کرد . یکی از پارامترهایی که در خوب سفر نکردن یک مسافر دخیل بوده این است که فرد به اجبار به کنگره آمده است . اجبار خانواده و اطرافیان و نیروهای بیرونی نمی‌تواند کسی را به درمان برساند و فرد خودش باید بخواهد و تصمیم بگیرد که به درمان برسد و یا اینکه خدمت کند . سجاد تا مدتی خوب سفر نمی‌کرد تا آن جایی که متوجه شد برای خود باید بیاید و حرکت کند و به درمان برسد و به نتیجه رسید و خدمت انجام داد و الآن هم شال کمک راهنمایی دریافت نموده است و برای او آرزوی موفقیت دارم . 

 

 

اعلام سفر و آرزوی مسافر سجاد :

سلام دوستان سجاد هستم یک مسافر ، آنتی ایکس هروئین ، شیشه ، قرص ، روش درمان دی اس تی داروی درمان شربت اوتی به کمک راهنمایی آقای بهنام نوری رهایی یک سال و پنج ماه و هشت  روز 

آنتی ایکس سیگار ، مدت درمان 11 ماه با داروی نیکوتین خوراکی به کمک راهنمایی آقای بهنام نوری ، رهایی 4 ماه و 28 روز

آرزو می‌کنم  جوانان و نوجوانانی که مثل من در سن پایین و از روی ناآگاهی درگیر مواد مخدر شدند ، با کنگره آشنا شده و بیایند و به درمان برسند .

 

صحبت‌ها و تجربه‌های مسافر سجاد :

 

خداوند را هزاران مرتبه شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم . در ابتدا رهایی های روز گذشته را تبریک می‌گویم و آرزوی موفقیت برای عزیزان دارم .

من در سن خیلی پایین در گیر مواد مخدر شدم و بیست سالم نشده بود که شرایط بدی پیدا کردم تا اینکه خانواده متوجه شدند و روش های متفاوتی برای ترک انجام دادم ولی هر بار با شکست مواجه شده و دوباره مصرف می‌کردم . یک بار تصمیم که در خانه ترک کنم چند روزی گذشته بود که مصرف نکرده بودم تا از طریق تلویزیون با کنگره  و روش آن آشنا شدم و روش معقولی به نظرم آمد .

در ابتدا که وارد کنگره شدم شاید متوجه نبودم که چه جایی آمده‌ام و قدر آن را نمی‌دانستم و شاید با خودم فکر می‌کردم که برای من فرصت هست که مواد مصرف کنم و شاید هنوز به ته خط نرسیده‌ام ولی نهایتاً به شرایطی رسیدم که نه راه پس داشتم و نه راه پیش ، از یک طرف نمی‌توانستم مواد مصرف کنم و از طرف دیگر سفرم را به خوبی انجام نمی‌دادم و عذاب وجدان داشتم . تا دیگر یک جایی تصمیم گرفتم که درست سفر کنم و هر سختی ای که هست را بپذیرم . برایم سخت بود ولی تحمل کردم و به رهایی رسیدم و این نامیدی که من باور نمی‌کردم بتوانم یک روز بدون مواد را بگذرانم کم‌کم جای خود را به امید داد و اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم که بتوانم یک روزی در جایگاه کمک راهنمایی قرار بگیرم . امیدوارم بتوانم خدمت کرده و به جوانانی که مثل خودم در سنین پایین درگیر شده‌اند کمک بکنم .

از جناب مهندس و خانواده محترمشان ، استاد امین ، آقای حکیمی ، سرکار خانم جودکی تشکر  می‌کنم . از مادرم خیلی تشکر می‌کنم و امیدوارم که مرا ببخشند . از راهنمای خودم آقا بهنام تشکر می‌کنم ، خیلی ایشان را اذیت نمودم ، از خانم طاهری راهنمای همسفرم تشکر می‌کنم . ایشان علاوه بر اینکه راهنمای همسفرم هستند ، این لطف را به بنده داشتند که من را به عنوان داماد خانواده‌شان بپذیرند . شاید برای خیلی‌ها قابل پذیرفتن نباشد که چگونه وقتی شخصی در خانواده خود یک مصرف‌کننده داشته، دخترش را به کسی می‌سپارد که قبلاً مصرف‌کننده بوده و مدتی است به رهایی رسیده است .

دوست داشتم تولد من پیامی باشد برای افرادی که تازه پا به کنگره گذاشته‌اند ، به خصوص مادرانی که فرزندشان با اعتیاد درگیر است . امیدتان را از دست ندهید و از خواسته‌ی خود دست برندارید ، قطعاً به نتیجه خواهید رسید و زندگی‌تان به یک زندگی پر از آرامش تبدیل می‌شود . همچنین سفر اولی‌هایی که امیدی به رهایی ندارند ، اگر تمام تلاش خودشان را انجام بدهند و ناامید نشوند ، قطعاً به درمان خواهند رسید و اثری از مواد مخدر در زندگی آن‌ها نخواهد بود .

از همسرم تشکر می‌کنم که در سفر دوم به خصوص قبول شدن در آزمون کمک راهنمایی خیلی به من کمک نمودند .

 صحبت های راهنمای همسفر آقا  سجاد :

 

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر

خداوند را شاکرم که امروز در جمع شما هستم ، از آخرین حضور من در کنگره شش ماهی می‌شود که می‌گذرد و خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم . من در ابتدا به جناب مهندس تبریک می‌گویم که قطعاً هر چه داریم از ایشان داریم . به خانم آنی ، استاد امین ، آقا بهنام ، آقا سجاد ، خانم مریم و کلیه‌ی عزیزانی که در این رهایی‌ها و تولدها سهیم‌اند تبریک می‌گویم . همچنین به عزیزانی که روز گذشته به رهایی رسیدند تبریک می‌گویم .

در مسیر زندگی یک جاهایی هست که وقت امتحان دادن است تا ثابت شود چیزی که به زبان می‌آوری را آیا در عمل هم انجام خواهی داد ؟ من همیشه به جناب مهندس و راه کنگره ایمان داشتم و تأثیر آن را در زندگی‌ام قبول داشتم تا اینکه در شرایطی قرار گرفتم که باید تصمیم می‌گرفتم که فرزندم و پاره‌ی تنم را به یک کمک راهنمای کنگره‌ای بسپارم که قبلاً مصرف‌کننده بوده است . در ابتدا برایم کمی مشکل بود ولی نهایتاً پذیرفتم . امیدوارم همیشه در کنگره باشند  و خدمت کنند .

خانم مریم به علت شرایط کاری خیلی نمی‌توانستند به کنگره بیایند ولی با من در تماس بودند و آقا سجاد را به خوبی همراهی نمودند تا به رهایی و نتیجه برسد .

 صحبت های همسفر آقا سجاد :

 

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر

خداوند را شکر می‌کنم که این روز قشنگ را تجربه می‌کنم و امیدوارم همه سفر اولی‌ها این روز را تجربه کنند . از جناب مهندس ، آقای حکیمی ، سرکار خانم جودکی ، کلیه راهنمایان و مرزبانان کمال تشکر دارم . تشکر ویژه دارم از آقا بهنام که همراه و همدل مسافر من بود و آرزوی موفقیت برای ایشان دارم . از راهنمای خودم خانم طاهری تشکر می‌کنم که در طول سفر خیلی ایشان را اذیت کردم و وقت و بی‌وقت مزاحم ایشان بودم . از خانم قائمی که در سفر دوم زحمت های ما گردن ایشان بود تشکر می‌کنم . ما راه‌های سختی را انجام دادیم و از هیچ‌کدام نتیجه نگرفتیم ، خداوند را شکر که با کنگره آشنا شدیم و مسافرم به رهایی و درمان رسید .

تایپ:مسافر سعید غفاری

عکاس:مسافر عباس راهزانی

تنظیم:همسفر میلاد عیدی

منبع: وبلاگ نمایندگی اراک

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، چهارده وادی کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام، مناسبت ها،


ورزش لژیون 96/10/29
یکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت 10:33 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
پارک جنگلی شهید باهنر





















عکاس:مسافر عباس راهزانی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: ورزش لژیون،


گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه
دوشنبه 25 دی 1396 ساعت 20:18 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/10/10

مبحث: وادی پنجم (کتاب عشق)

وادی‌های یک تا چهار مربوط به تفکر است و راه گریز را به ما بستند و اگر به مطالب این چهار وادی جامه عمل نپوشانیم ذره‌ای نمی‌ارزد چراکه در همین کنگره افرادی را داشتیم که جزوه‌های سردار و عقاب را حفظ بودند ولی ذره‌ای عملکرد نداشتند به‌قول‌معروف:

((برای نهادن چه و چه زر)) یعنی اگر تمام اشعار مولانا و حافظ و عطار و غیره را حفظ باشیم ولی در زندگی ما تأثیر نداشته باشد به هیچ دردی نمی‌خورد.

وادی پنجم به ما روش عمل کردن به این دانش‌ها را یاد می‌دهد، ما در چهار وادی اول در جهان ذهن بودیم که جهانی است بسیار قوی حالا این وادی می‌گوید باید از جان ذهن وارد جهان عمل یا فیزیکی شویم و ساختارهایی را که در ذهن خودمان ایجاد کرده‌ایم عملی کنیم؛ جهان ذهنی ما دقیقاً کار لیزر را انجام می‌دهد یعنی یک‌چیز بسیار کوچک را این‌قدر پرورش می‌دهد و بزرگ می‌کند تا درنهایت مثلاً فرد در جهان فیزیک خودکشی می‌کند و یا این‌قدر فرد را امیدوار می‌کند تا فرد به جایگاه‌های بالایی می‌رسد.

پس جهان ذهنی ما مقدمه‌ای است برای برنامه‌ریزی زندگی در جهان فیزیکی و جهان‌های دیگر و ابزار جهان ذهنی تفکر است به‌طور مثال اگر ما بخواهیم ساندویچ بخوریم باید ابتدا در ذهن خود برنامه‌ریزی کنیم که چه نوع ساندویچی می‌خواهیم بخوریم یا از کدام مغازه بخریم و بعد حرکت کنیم و به این ساختار فکری و ذهنی جامه عمل بپوشانیم و ساندویچ را بخریم و بخوریم.

 برای تبدیل کردن فکر به عمل باید بستر مناسب را فراهم کنیم، یعنی اگر ما ترس و دلهره داشته باشیم نمی‌توانیم افکارمان را به مرحله اجرا دربیاوریم چراکه ترس باعث ناامیدی ما می‌شود و باید این‌ها از بین برویم و باید بر سه اصل پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک توجه نماییم؛ آدم‌هایی که مطالب زیادی را می‌دانند ولی عملکرد ندارند مانند کسی هستند که هزاران سکه طلا دارد ولی دارد از گرسنگی می‌میرد؛ یعنی با تفکر خالی نمی‌توان به کمال رسید و حتماً باید تزکیه و پالایش انجام شود که این امر هم مراتبی دارد که باید به انجام برسد؛

اولین مرحله برگشت از ضد ارزش‌هاست؛ یعنی باید از اعمال ضد ارزشی توبه نمود و توبه یعنی بازگشت از اعمال ضد ارزشی در عمل که به‌صورت ذره‌ذره انجام می‌شود مثل تیپر مواد مخدر در سیستم کنگره در مدت یازده ماه سفر اول یا کم نمودن و قطع ضد ارزش‌های دیگر در طی زمان در سفر اول و دوم.

مرحله دوم خودداری است که در این مرحله باید وقتی خوب و بدانجام دادن کاری را نمی‌دانیم باید از انجام آن کار پرهیز کنیم مانند رفتن به مکان‌هایی که از سلامت آن مکان اطمینان نداریم.

مرحله سوم قناعت است که باید از کمترین امکانات بیشترین بهره را ببریم و در طول سفرمان از کمترین امکانات مادی و معنوی بیشترین استفاده را بکنیم و به حداقل میزان دارو و مواد قانع باشیم تا نتیجه بگیریم. منظور از قناعت این نیست که ما در فقر زندگی کنیم بلکه باید از داشته‌های خودمان لذت ببریم.

مرحله چهارم صبر است که در این مرحله از طبیعت الگو می‌گیریم چراکه در طبیعت هر چیزی بخواهد تولید شود با صبر همگام است مثلاً اگر گندم را بکاریم باید به آن آب بدهیم و به آن رسیدگی کنیم تا بعد از هشت ماه گندم برداشت کنیم و این صبر باید توأم با تلاش و کوشش باشد و صبر کردن به معنای رکود و سکون نیست که فقط بنشینیم و منتظر بمانیم تا به نتیجه برسیم و البته صبر شاید خیلی هم تلخ باشد ولی نتیجه آن بسیار شیرین خواهد بود.

مرحله پنجم تجسس و قضاوت و غیبت است که به این معناست که ما نباید در زندگی و امور دیگران فضولی و تجسس کنیم چون ما که پلیس نیستیم و قضاوت کردن هم وظیفه قضات است و ما در جایگاه قضاوت دیگران نیستیم و اگر این کارها را انجام بدهیم به غیبت کردن دیگران و صدور حکم راجع به آن‌ها می‌انجامد.

البته باید بدانیم اکثر این ضد ارزش‌ها در لباس اعمال ارزشی به انجام می‌رسد و به‌ظاهر در جهت خیرخواهی دیگران انجام می‌شوند وقتی ما در زندگی افراد دیگر تجسس می‌کنیم اطلاعات ناقصی هم دریافت می‌کنیم و قضاوت‌های اشتباه خواهیم کرد و این در حالی است که حتی کسانی که شغلشان هم قضاوت است گاهی اوقات امکان دارد در اثر رسیدن اطلاعات ناقص حکم اشتباه صادر کنند و به همین جهت دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر وجود دارد.

مرحله ششم پس‌انداز است که این دستور هم برای کلیه مردم است نه‌فقط افراد ثروتمند و در اصل پس‌انداز برای افرادی است که هیچ مال‌ومنالی ندارند و باید دانست دانه‌دانه است غله در انبار و باید بدانیم که زندگی فراز و نشیب‌های زیادی دارد و پس‌انداز به درد روزهای تنگ انسان می‌خورد و باید در روزهای خوشی به فکر چنین روزهایی هم بود.

مرحله هفتم وکیل و رضا و تسلیم است و وکیل گرفتن هم یعنی ما تلاش و کوشش خودمان را بکنیم و همواره قدرت مطلق را وکیل خود قرار دهیم و در هر شرایطی به او اعتقاد داشته باشیم و با قلب و زبان خود و در عمل به هر آنچه از طرف او برای ما مقدر شده راضی باشیم و اگر از دو مرحله توکل و رضا بگذریم می‌توانیم وارد مرحله تسلیم شویم که انسان در این مرحله اصلاً خواسته‌ای از خداوند ندارد و هر آنچه برایش پیش بیاید چه خوب و چه بد می‌پذیرد.

پس انجام دادن و عملی کردن ذره‌ذره این امور در طول زمان همان تزکیه و پالایش است و با این کارها می‌توانیم به افکار مثبت خودمان جامه عمل بپوشانیم و در مسیر کمال و ترقی قرار بگیریم.

تهیه و تایپ مقاله؛ مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، چهارده وادی کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام،


استاد علی اشکذری
یکشنبه 24 دی 1396 ساعت 10:19 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
موضوع: ورزش و جهانبینی ورد درمان اعتیاد


جهان‌بینی ورزش یا نگاه ما به ورزش است اصولاً در کنگره نگاه به موضوعات و مسائل متفاوت است و این نگاه متفاوت، عملکرد و نتیجه متفاوت را در پی خواهد داشت  ورزش  ازجمله موضوعاتی است که کنگره نگاه متفاوت و مخصوص  به آن دارد. نگاه کنگره به موضوعات، نگاه عقل‌گرا هست یا پردازش عقلی موضوعات در آینده، یا به عبارتی پردازش عمل نیک، یا عمل به‌ظاهر نیک در آینده است که تفاوت عمل نیک و عمل به‌ظاهر نیک  فقط در زمان است به‌طورکلی ما به موضوعات و مسائل به‌عنوان عمل سالم نگاه می‌کنیم و با پردازش عقلی آن را بررسی می‌کنیم که آیا عملی که الآن انجام می‌دهیم در آینده هم به عمل سالم وجوب منتهی می‌شود؟

نگاه کنگره به ورزش به همین شکل است که با پردازش عقلی بررسی می‌کنیم  که در آینده چگونه جواب می‌دهد این  نحوه بررسی چگونگی در آینده،  نگاه مخصوص،  یا جهان‌بینی خاص خود را می‌طلبد در کنگره ورزش هدف نیست، بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدف، ولی در خیلی جاها ورزش هدف است یعنی بردن به هر قیمت، یا به عبارتی قهرمانی ولی در نگاه کنگره بردن به هر قیمت معنا ندارد، یا به عبارتی قهرمان نداریم. اما نکته ظریفی که کمتر به آن توجه شده این است که ما یک قهرمان داریم، یک پهلوان، در کنگره روش ما توجه پهلوانی است در قهرمانی هدف بردن به هر قیمت است اما در پهلوانی همه‌چیز و جوانب امر در نظر گرفته می‌شود حالا بردن هم بود چه‌بهتر، بنابراین  در این نگاه کنگره، هدف اصلی ورزش سلامتی، ترمیم و درست کردن سیستم ایکس است.
 درروش درمانی کنگره کسانی که ورزش ندارند در اصل کمیت دارند ولی کیفیت ندارند، زیرا ورزش بهترین وسیله برای بالا بردن کیفیت سیستم ایکس هست با بالا بردن کیفیت سیستم ایکس، صفات و خصوصیات پهلوانی هم خواهیم داشت به همین خاطر به خیلی از مسائل در مسیر ورزش باید توجه داشته باشیم.
  آقای مهندس در سی دی مربوط به سه پارامتر، ورزش مناسب، زمان مناسب، مکان مناسب اشاره فرمودند؛ که در بررسی این سه پارامتر، زمان مناسب می‌گوید: هر کس باید متناسب با وضیعت آناتومی (جسمی) و سن و سال خود، ورزش مناسب و مرتبط  خودزا انتخاب کند دوم: زمان مناسب است، در ورزش باید نظم داشته باشیم که نظم در ورزش، از خود ورزش مهم‌تر است یعنی یک ورزش نامنظم ضررش از سود و منفعت آن بیشتر است سومین پارامتر: مکان مناسب هست خیلی وقت‌ها ورزش را درجایی انجام می‌دهیم که ضرر دارد.
موضوع بعدی که خیلی مهم است  زمان شروع ورزش برای بچه‌های سفر اولی در کنگره است شروع ورزش برای سفر اولی‌ها در زمان نامناسب، ورزش زدگی را در پی خواهد داشت و این خاطره ممکن است در ذهن آن‌ها باقی بماند و تا آخر عمر دیگر ورزش را دوست نداشته باشند.
  شروع ورزش در زمان مناسب برای سفر اول زمانی است که انرژی لازم برای انجام ورزش به‌صورت طبیعی، و از سیستم ایکس تأمین شود مثلاً وقتی در مرحله‌ای‌ از سفر قرار دارد که فقط 20 درصد سیستم ایکس او بازسازی‌شده است باید فقط به میزان 20 درصد ورزش انجام دهد، در غیر این صورت بعد از ورزش حالت خماری در او ایجاد می‌شود که این خماری می‌تواند آشکار و مشخص، یا پنهان و نامشخص باشد در حالت پنهان، خستگی و بی‌خوابی و به‌هم‌ریختگی به وجود می‌آید و بجای اینکه بعد از ورزش راحت‌تر بخوابید برعکس نمی‌توانید بخوابید که این بی‌خوابی بیانگر استفاده از مقدار دارو است  نشانه شروع به‌موقع ورزش احساس سرحالی و شارژ شدن بعد از ورزش است و برعکس شروع ورزش در زمان نامناسب عصبانیت، بی‌خوابی، و به‌هم‌ریختگی است.

مسئله بعدی که باید موردتوجه قرار بگیرد چگونه و از چه ورزشی شروع کردن است که به نظر من بچه‌های کنگره باید بدون استثناء، ورزش خود را با جزوه آناتومی شروع کنند چون به‌طور کل در ما  مصرف‌کنندگان مواد مخدر، مرفین یا هر ماده مخدر خارجی باعث کوتاه شدن ماهیچه‌ها گردیده است و یک حالت جمع شدگی به داخل ایجاد می‌کند.
 یک مصرف‌کننده شکل آناتومی مخصوص به خود را دارد و از پشت سر قابل‌تشخیص است و این به دلیل کوتاه شدن ماهیچه‌ها هست لذا انجام ورزش در این حالت با اسکلت صورت می‌گیرد و برای انجام ورزش با ماهیچه و  همچنین برگشت ماهیچه‌ها به حالت کشیدگی اولیه، لازم است بچه‌ها شروع ورزش خود را در کنگره با جزوه آناتومی داشته باشند و آرام‌آرام ورزش اصلی را شروع کنند تا مشکلی پیش نیاید چون کوتاه شدن ماهیچه‌ها عوارضی مانند ورم یا اصطلاحاً آب آوردن زانو را می‌تواند در پی داشته باشد مثلاً وقتی شما ورزش دومیدانی انجام می‌دهید به دلیل کوتاه بودن ماهیچه‌ها و نزدیک شدن سر استخوان‌ها به یکدیگر، بدن برای جلوگیری از ساعدگی سر استخوان، مایه بین استخوانی بیشتری ترشح می‌کند و این اضافه ترشح شدن باعث ورم و یا آب آوردن زانو می‌گردد.

به‌طورکلی ماهیچه‌های کوتاه و کلفت کارایی لازم را ندارند به همین خاطر ما ورزش‌های پرورش یا زیبایی‌اندام را در کنگره نداریم بنابراین ماهیچه‌ها باید کشیده باشند تا بتوانند کار اصلی خود را انجام دهند به همین دلیل توصیه می‌کنم شروع ورزش را با جزوه آناتومی داشته باشید.

بازسازی ماهیچه‌ای، در بچه‌های کنگره بعد از رهایی کاملاً مشخص است که ضمن درمان و عدم مصرف، شکل آناتومی آن‌ها از آناتومی یک مصرف‌کننده بیرون می‌آید و این به خاطر کشیدگی  مجدد ماهیچه‌ها انجام می‌شود و یا به عبارتی بدن برمی‌گردد سر جای خودش و از خماری و عصبانیت بعد از ورزش جلوگیری می‌کند و اکثر ورزشکارانی که درمیا دین‌ورزشی عصبانی می‌شوند به دلیل آماده نبودن جسم است و به همین خاطر شبه افیونی کم می‌آورند و دچار عصبانیت می‌شوند و از مرام پهلوانی فاصله می‌گیرند و به همین دلیل قهرمان‌های ما در آخر کار و چه‌بسا در همان اواسط کار به مشکلات اخلاقی دچار می‌شوند و این به دلیل نداشتن روحیه پهلوانی است.

مسئله دیگری که در ورزش باید  به آن توجه کرد و در فرهنگ کهن ایران‌زمین، رد پای آن‌ را جستجو کرد و امروزه کم‌رنگ‌تر شده است پرورش تفکر در کنار پرورش جسم است که این کار را در ورزش زورخانه‌ها به عینه می‌توان دید که در کنار ورزش، صوت و آهنگ و شعرخوانی مرشد که نماد جهان‌بینی است کاملاً مشهود و شخص ضمن ورزش و قوی کردن جسم خود ازنظر تفکر و اخلاق هم رشد می‌کند و نتیجه آن می‌شود،  ورزش همراه با آموزش جهان‌بینی،  که هم‌زمان جسم قوی‌تر می‌شود، اخلاق او هم بهتر می‌شود وبر عکس اگر جسم قوی و آموزش جهان‌بینی یا به عبارتی ورد خوانده نشود شخص ازنظر رفتاری شرایط مناسبی ندارد، جهان‌بینی یا ورد، کلام سقراط است شخصی سرش  درد می‌کرد به سقراط مراجعه کرد سقراط به او قرص و دارو داد، گفت دارو را بیاور تا به آن وردی بخوانم تا سرت خوب شود، شخص مراجعه‌کننده دلیل آن را پرسید: سقراط گفت شاید با خوردن قرص سرت خوب شود ولی دلیل خوب نمی‌شود حالا این ورد که می‌گوییم منظور همان جهان‌بینی است که در کنگره هم دارو است هم ورد وجهان بینی است
ابوعلی سینا از دو گروه کتاب برای طبابت استفاده می‌کرد، یک: کتاب قانون دو: کتاب شفا، (کتاب شفا جهان‌بینی) و کتاب قانون مربوط به دارو که شبیه برنامه  راهنماهای کنگره است و در کنگره هم دو نوع امتحان داریم امتحان فنی شبیه به کتاب قانون و امتحان جهان‌بینی شبیه به کتاب شفا می‌باشد نتیجه این نگاه این است که به همان اندازه که می‌آییم کنگره و جسم ما بهتر می‌شود به همان اندازه هم ازنظر رفتاری تغییر می‌کنیم  اگر این اتفاق  باهم نیفتد درست شدن جسم بدون جهان‌بینی کار دست ما می‌دهد یا ب عبارتی مشکل‌ساز می‌شود.
پس ورزش هم در کنگره چنین حالتی دارد که باید نگاه ما به ورزش درست باشد  طوری که هدف ورزش قهرمانی نباشد بلکه هدف ورزش پهلوانی باشد، به‌طورکلی ورزش باید برای سلامتی باشد و ورزش الآن انجام بدهید برای سنین بالا، چون الآن اگر ورزش کنیم در سن 60 سالگی که نمی‌توانیم ورزش کنیم این ورزش به درد ما می‌خورد و به همین دلیل می‌گوییم نگاه کنگره، نگاه عقلی  یا نگاه به آینده است در 40 سالگی ورزش می‌کنیم برای آینده و سنین بالا، بنابراین ورزش هدف نیست و ابزاری است برای رسیدن به‌سلامتی، ولی درنهایت  خودش هدف نیست.

نگارنده و عکاس: مسافر عقیل

منبع: وبلاگ نمایندگی حسنانی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: استاد علی اشکذری، دستور جلسات سالیانه کنگره 60،


ورزش لژیون 96/10/22
یکشنبه 24 دی 1396 ساعت 10:03 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
پارک جنگلی شهید باهنر
















عکاس:مسافر عباس راهزانی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: ورزش لژیون،


استاد احمد حکیمی
یکشنبه 17 دی 1396 ساعت 10:24 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
موضوع: پختگی و خامی

 

در پیام بهترین راه آمده است که کوتاه‌ترین راه بهترین راه نیست. من وقتی‌که پیام خوانده می‌شد متوجه نمی‌شدم که درمان اعتیاد چه ربطی به پختگی و خامی غذا دارد و مثل خیلی از عزیزان دیگر این پیام خوانده می‌شد و من هم از آن عبور می‌کردم. تا اینکه کم‌کم در انتهای سفر اول خود که لژیون‌ها تشکیل‌شده بود وقتی راهنما و یا اساتید دیگر صحبت می‌کردند نت‌برداری می‌کردم و وقتی وارد سفر دوم شدم یک روز راهنمای من نیامده بودند و پیغام داده بودند که من لژیون را اداره کنم تا ایشان بیایند و من به خودم که رجوع کردم هیچ‌چیزی نداشتم که بگویم و در مورد دستور جلسه بخواهم صحبت کنم و من از این موضوع خیلی ناراحت شدم و با خودم فکر کردم که کجای کار من دچار ایراد بوده است. متوجه شدم که من هیچ حرکتی انجام نمی‌دهم و مداوم مطالب در حال رسیدن به من هستند و من قدمی برنمی‌دارم که جستجو کنم و سؤال نمی‌کنم و دنبال چیزی نمی‌روم و منتظر هستم که مطالب به من برسد و چون من تجربه نمی‌کنم و عمل نمی‌کنم، چیزی برای من نمی‌ماند و این همان مثلث دانایی است که وقتی آموزش و تفکر تجربه نشود هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

من از آن زمان تصمیم گرفتم که جستجو کنم و روی گره‌های که در وجود خوددارم کارکنم و آن گره‌ها را حل کنم. به همین جهت روی این پختگی و خامی خیلی کارکردم و همان‌گونه که جناب مهندس در کتاب 60 درجه عنوان نموده‌اند دریافتم که میزان دانایی به سواد نیست، دریافتم که داشتن مدارج علمی دلیل نمی‌شود که من تصور کنم که من در مورد همه‌چیز می‌دانم و این اجازه رادارم که در مورد هر چیزی اظهارنظر کنم.

کسی که وارد کنگره 60 می‌شود در مورد راه و روش کنگره 60 و درمان، هیچ اطلاعی ندارد و دچار آن خامی است، این خامی به همان معناست که من می‌خواهم که یک غذا درست کنم و مواد اولیه را در کنار هم در ظرف قرار می‌دهم و هیچ کار خاص دیگری انجام ندهم. فرد می‌آید و حرکت خود را به‌طرف درمان انجام می‌دهد، خیلی اتفاقات برای او واقع می‌شود و دچار مشکلاتی می‌شود که سر راه او قرار می‌گیرد که قبل از اینکه سفر خود را شروع کند هر گز با آن‌ها مواجه نشده است. و این گون عنوان می‌کند که دچار بد به یاری شده‌ام. اگر در آن لحظه به او بگویی که این‌ها دست‌پخت خودت است و نتیجه عمل کرد نادرست تو است باور نمی‌کند، پس ما اورا به صبر و پایداری و ادامه راه توصیه می‌کنیم تا اینکه فرد تحت این فشارها و مشکلات که درروند درمان با آن‌ها مواجه شده است یک سری از تفکرات نادرست و غلط از وجود او بیرون بزند و جای آن تفکرات درست را پر کند. این حالت در آشپزی خیلی مشهود و قابل‌لمس است. شما در نظر بگیرید که از قصابی محل خود گوشت تازه و سالمی را برای تهیه آبگوشت فراهم کرده این و بعدازاینکه گوشت را در قابلمه انداختید و آب جوش آمد گوشت تحت‌فشار آب گرم رنگ آن برمی‌گردد و کف روی آب را می‌گیرد و تا حدودی هم بوی نامطبوعی از آن بلند می‌شود. انسان هم وقتی تحت‌فشار مشکلاتی که خودش برای خود به وجود آورده است قرار می‌گیرد به فغان می‌آید و به‌هم‌ریختگی برای او به وجود می‌آید و اینجا تنها چیزی که به درد او می‌خورد آموزش است و این آموزش مجموعه همه‌چیزهایی است که در کنگره 60 فراهم‌شده است. فردی که خام است باید به پختگی برسد وقتی غذا پخت همه از خوردن آن غذا لذت می‌برند.

فردی که وارد کنگره 60 می‌شود از سمت خامی به‌طرف نیمه پختگی حرکت می‌کند. این سؤال به وجود می‌آید که فرد چه زمانی پخته می‌شود؟ آیا فردی که گل رهای خود را می‌گیرد پخته‌شده است؟ نه فرد در این حالت نیم پخته است او بعد از رهایی برود به دنبال کسب‌وکار و پول درآوردن، خانواده به او می‌گویند که تو که درمان شده‌ای و چرا بعدازظهر کسب‌وکار خود را رها می‌کنی و به جلسات کنگره می‌روی و خانواده از او انتظار دارد که تخریب‌هایی را که درگذشته به وجود آورده است برطرف کند و در این هنگام نیروی بازدارنده وقتی‌که این دیالوگ‌ها گفته می‌شود در حال خوشحالی کردن است چون این انسان از مسیر خود در حال خارج شدن است. عموماً این افراد برگشت می‌خوردند چون نیمه‌پخته هستند و نه به درد خودشان می‌خورند و نه به درد خانواده. کنگره 60 می‌گوید که اگر می‌خواهی به پختگی برسی حداقل باید یک سال دیگر نیز دریافت آموزش خود را ادامه به دهی و پایه خود را محکم کنی.

 این پایه سفت کردن فقط ماندن در کنگره نیست بلکه باید روی خشم و تنفر و کینه و حسادت و خیلی از گره‌های درونی خودکار کنی و وقتی‌که فرد به مرحله پختگی می‌رسد در قلب خود ندایی را می‌شنود که به او می‌گوید حالا که تو در این ساختار به درمان رسیدی و به پختگی رسیدی، تو نیز بخشی از وقت خود را برای این ساختار بگذار تا به دیگران نیز کمک کنی تا آن‌ها نیز همانند تو به درمان برسند.

امروز کسی که وارد کنگره 60 می‌شود و سفر خود را شروع می‌کند با سختی‌ها و مشکلات خیلی کمتری نسبت به گذشته که ما سفر خود را شروع کردیم مواجه می‌شود و ما از یک‌راه سخت عبور کردیم که در آن همیشه تصادف و سانحه وجود داشت ولی امروز مسیر درمان در کنگره 60 همانند یک اتوبان چند بانده است که به‌راحتی می‌توان با رعایت قوانین و مقررات به درمان رسید. نمونه‌ای از آن سختی‌ها همین تهیه مواد و تریاک برای سفر کردن بود که هر دفعه که تهیه می‌کردیم با مواد قبلی فرق می‌کرد و خلوص تریاک فرق داشت و روی سفر ما تأثیر می‌گذاشت البته تقسیم آن‌هم برای مصرف روزانه مشکلات خودش را داشت چون قابل‌اندازه‌گیری دقیق نبود. امروزه داروی درمان که شربت اوتی است هیچ نوسانی ندارد و خلوص آن و کیفیت آن‌یک دست است و قابل‌اندازه‌گیری دقیق است. و مشکلات تهیه را ازجمله دنبال فروشنده رفتن و ترس از دستگیر شدن را ندارد، فرد نامه خود را دریافت می‌کند و باعزت و احترام زیاد داروی خود را از کلینیک دریافت می‌کند و این‌یک نعمت و بستر بسیار عالی است که من بیایم و به درمان برسم و جای شکرگزاری دارد.

من امروز سرزده به نمایندگی شما آمدم و من کمتر این کار را انجام می‌دهم تا به شما هشدار دهم و به شما بگویم که ارتباط شما با آکادمی کم‌رنگ شده است و حتماً نباید که ره‌جو زمانی که رهایی دارد به کنگره بیاید. ره‌جو در زبان خود کنگره می‌گوید ولی از ساختار آن اطلاع زیادی ندارد و در روز رهایی خود در حال و هوای خاصی است که گاهی حرف‌های جناب مهندس را نیز متوجه نمی‌شود. این ارتباط را باید قوی کنیم و باید این ارتباط شکل بگیرد و در روزهای دیگر نیز با کنگره در ارتباط باشیم. اگر پدر خانواده به ما حکم کند که به خواهر و برادر خودسر بزنیم ما این کار را انجام می‌دهیم ولی این سر زدن جایی به ما لذت می‌دهد که در قلب خود نیز این پیوند محبت را داشته باشیم. من بنا به تجربه خود که در این سالها به دست آورده‌ام به شما این هشدار را می‌دهم که ارتباط خود را محکم‌تر کنید تا در آینده دچار مشکل و آسیب نشوید.

کسی که ساختار را می‌شناسد نیازی نیست که به او بگویید یا روی بخاری‌ها بنویسید که به بخاری دست نزنید و یا اینکه بنویسید بدون هماهنگی وارد نشوید. این نکته‌ها نشان‌دهنده این است که علاوه بر آموزش و نحوه پروسه درمان باید روی خیلی چیزهای دیگر نیز کار شود تا افراد با جایگاه‌های کنگره 60 آشنا شوند. جایگاه‌های کنگره 60 کاملاً مشخص است و چهارچوب آن نیز معلوم شده است و باید این نکات نیز به ره‌جوها آموزش داده شود.

هر کس هر قدمی که در کنگره 60 برمی‌دارد حسابش با دیگران صفر است و برای خود و حال خود قدم برمی‌دارد من اگر امروز اینجا آمده‌ام برای خودم آمده‌ام و نیامده‌ام که به شما آموزش بدهم و هر کس در کنگره 60 هر کاری انجام می‌دهد برای خودش انجام می هد.

وقتی کسی در بیابان گم می‌شود و راه خود را پیدا نمی‌کند دچار ناامیدی می‌شود و وقتی‌که کسی را می‌بیند خوشحال می‌شود و از او راه را می‌پرسد و در اصل خودش را نجات‌یافته می‌بیند. عزیز سفر اولی که خوب سفر نمی‌کنند همانند آن‌کسی هستند که در بیابان دور خودش می‌چرخد و راه را گم‌کرده است وکسانی که در کنگره 60 هستند دست دراز کرده‌اند تا به او کمک کنند ولی او دست خود را از دست آن‌ها می‌کشد و کمک آن هار را رد می‌کند و با خود می‌گوید بگذار حالا باز یک چرخی بزنم و از مصرف زیاد اوتی لذت ببرم. دست خود را در دست راهنما و کنگره بگذارید تا به رهایی برسید.

موضوع دیگِ یک فکری برای درمان سیگار خود کنید. اگر به شما بگویند که فردی چند ساعت در روز کار می‌کند تا چیزی را بخرد و بخورد و از خوردن آن مریض شود و درآیند باید پول‌هایی را که پس‌انداز کرده است برای رسیدن به‌سلامتی خود خرج کند شما چه فکری با خود می‌کنید و چه چیزی می‌شود به او اطلاق کرد. این فقط ناآگاهی است و درآیند صد در صد این گونه

خواهد شد که کسی که از این در وارد می‌شود و می‌خواهد درمان خود را شروع کند باید هم‌زمان سیگار خود را نیز درمان کند و سفر ویلیام خود را نیز شروع کند. یک روزی سیگار کشیدن در کنگره 60 ارزش بود و امروز ضد ارزش است و ما این را به خاطر کنگره نمی‌گوییم بلکه به خاطر سلامتی خودتان می‌گوییم چون مواد مخدر و تریاک پایه گیاهی دارد تا حدودی سموم سیگار را خنثی می‌کند و همانند پالایه عمل می‌کند وقتی‌که فرد اعتیاد خود را درمان می‌کند دیگری شربت اوتی وجود ندارد که مانع پیشرفت و پیشروی مضرات سموم سیگار شود و سیگار تخریب‌های خود را کم‌کم نشان می‌دهد و کسی که سیگار می‌کشد اسم خود را با ماژیک‌های فسفری علامت می‌زند تا فرشتگان مرگ سریع‌تر به سراغ او بیایند. راه درمان کاملاً مشخص‌شده است و در کنگره به انسان‌هایی که سیگار می‌کشند هیچ خدمتی داده نمی‌شود.

عکاس؛ مسافر امیر

نگارنده ؛ مسافر جواد

منبع: وبلاگ نمایندگی قزوین

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: استاد احمد حکیمی،


ورزش لژیون 96/10/15
یکشنبه 17 دی 1396 ساعت 09:48 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
پارک جنگلی شهید باهنر













عکاس:مسافر عباس راهزانی
تنظیم:همسفر میلاد عیدی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: ورزش لژیون،


کارگاه آموزشی 96/10/12
پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت 10:29 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

چهاردهمین جلسه از دور سی و چهارم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی پروین اعتصامی اراک ویژه مسافران با استادی آقای بهنام نوری،نگهبانی  مسافر احمد و دبیری مسافر محسن و با دستورجلسه" جهان‌بینی در ورزش"در تاریخ 1396/10/12 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان بهنام هستم یک مسافر

از نگهبان عزیز آقای احمد تشکر می‌کنم که مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار نمود تا خدمت کنم و قبل از هر چیز بستن پیمان کمک راهنمایی  و دریافت شال  را به آقای مهدی  و خانواده محترمش و همین طور به کمک راهنمایش آقا رضا تبریک میگویم .

ورزش در گروه‌های دیگر که در راستای ترک اعتیاد حرکت می‌کنند بیشتر شبیه یک افسانه است و به تنها موضوعی که فکر نمی‌کنند ورزش کردن است چون توانایی ورزش کردن را ندارند .

هر انسانی در انتخاب هر موضوعی باید به نشانه‌های آن توجه کند ، من وقتی می‌خواهم بیماری اعتیادم را درمان کنم باید به این موضوع توجه کنم که این روش چه نتیجه‌ای دارد و ورزش در کنگره 60 نتیجه‌ای کاملاً واضح است که انسان‌ها متوجه این موضوع بشوند که کنگره 60 و متد D.S.T درست است یا نه ؟؟؟

ما وقتی برای اولین بار وارد پارک طالقانی می‌شویم واقعاً متحیر می‌شویم و آقای دکتر حاج رسولی این موضوع را عنوان کردند که من اصلاً باورم نمی‌شد که انسان‌هایی که روزی با بیماری اعتیاد درگیر بودند الآن در این فضا خیلی خوب و هماهنگ و در آرامش کامل با لباس‌های منظم با آرم کنگره 60 باهم ورزش می‌کنند و باهم مسابقه می‌دهند و حال خیلی خوبی هم دارند .

قبل از هر چیزی ورزش کنگره 60 یک معرفی است که نتیجه درمان به روش D.S.T است ، که ما توانایی ورزش کردن را داریم آن هم در یک سطح خیلی خوب این کار را انجام می‌دهیم . ورزش برای یک سفر اولی لازم و ضروری است و باید یک رشته ورزشی را زیر نظر راهنمایش انتخاب کند و شروع کند به انجام دادن و این کار را درست با متد D.S.T افزایش دهد و البته ورزش کردن در کنگره 60 این نیست که شخصی که مدت کوتاهی از سفرش گذشته است به دنبال رشته ورزشی کشتی یا بدن‌سازی و یا بوکس .... برود چون انجام این ورزش‌ها نه تنها به او کمک نمی‌کند بلکه به او آسیب هم میزند و باعث می‌شود که نه ورزش را ادامه بدهد و نه درمانش را ؛ و البته بعضی دیگر این تفکر را دارند که چون در سفر اول هستند و سفر می‌کنند اصلاً نباید تحرکی داشته باشند  و  نباید ورزش کنند چون انرژی این کار را ندارند، نه این هم درست نیست ما در کنگره باید تعادل را در بین این دو نقطه رعایت کنیم .

الآن در شعبه خودمان رشته‌های ورزشی خوبی مثل دارت ، بدمینتون، تنیس روی میز ، فوتبال ، والیبال ، شطرنج و ایروبیک را داریم و هر مسافری که وارد پارک می‌شود باید به ورزشبان آن رشته مراجعه کند و ورزشبان وظیفه دارد که امکانات و نوبت بازی را در اختیار همه مسافران بگذارد .

ما در کنگره 60 ورزش می‌کنیم برای سلامتی و تندرستی چون ورزش تأثیر بسزایی روی فیزیولوژی جسم ما و سیستم ایکس ما دارد و این دو موضوع را به‌طور کامل ارتقاء می‌دهد و جهان‌بینی ورزشی هم نکته مهمی است که باید به آن توجه کامل داشته باشیم چون بعضی اوقات ممکن است ورزش باعث آسیب دیدن و اعصاب خوردی هم بشود و این موضوع خیلی بااهمیت است که چطور و چگونه ورزش می‌کنیم .

  از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید سپاسگزارم.




منبع: وبلاگ نمایندگی اراک

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام، ورزش لژیون،


استاد احمد حکیمی
دوشنبه 11 دی 1396 ساعت 20:25 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

موضوع: وادی چهارم

دستور جلسه امروز وادی چهارم است. وادی‌های کنگره ستون‌هایی هستند که برای ادامه سفرمان باید به این‌ها تکیه کنیم و باید تکیه‌گاه محکمی باشد که هست. 

وادی چهارم خیلی از مسائل را برای ما باز می‌کند اگر عمیقاً به آن نگاه بکنیم، می‌گوید در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. مسئولیت یک جایگاه است که وقتی انسان در آن جایگاه قرار می‌گیرد مورد سؤال واقع می‌شود، این سؤال هم می‌تواند از بیرون باشد و هم می‌تواند خود فرد از خودش سؤال بکند. برای مثال من به‌عنوان یک انسان از خودم بپرسم موجودیت من برای کیست؟ من برای چه چیزی خلق شدم؟ من چرا به این شکل هستم؟ چرا قدم به این اندازه است؟ چرا قد دیگری بلند است چرا قد من کوتاه است؟ چرا شکل‌هایمان باهم تفاوت دارد؟ این سؤال‌هایی است که انسان می‌تواند از خودش بپرسد. 

یک سری جایگاه‌هایی هست مانند پدر، مادر یا موقعیت‌های که قرار می‌گیرد مثل بالادستی یا زیردستی، بالادستی زیردستی را مورد سؤال قرار می‌دهد که چرا این کار را کردید؟ یا چرا این کار را نکردید؟ درواقع وقتی موجودی صاحب جایگاه که می‌شود آن‌وقت در معرض سؤال پرسیدن از خود و دیگران می‌شود.

شما قبل از موجودیت انسان، موجودیت حیوان هست و شما هیچ‌وقت از حیوان سؤال نمی‌پرسید؛ زیرا که جایگاه آن، جایگاه دیگری است. پس اگر موجودی مسیر تکامل را طی می‌کند و به ساختاری مثل انسان می‌رسد، وقتی جایگاه انسانی را در اختیار گرفت، وقتی پذیرفت که مسیری را طی کند که این مسیر از قبل به گفته‌شده و تو در مسیری قرار می‌گیری که دوراهی‌های زیادی وجود دارد و تو حق انتخاب یکی از این راه‌ها را داری و اگر راه صواب را انتخاب کنی به رستگاری می‌رسی و اگر راه ناصواب را انتخاب بکنی اصطلاحاً به جهنم، به حال خرابی، به عدم تعادل و به‌زحمت می‌افتی، به حال بدانسان می‌افتد؛ بنابراین مسئولیت خیلی مهم است که ما جواب را بدانیم. برای اینکه جواب مسئولیت را بدانیم باید آموزش بگیریم. 

برای اینکه من بفهمم شخصی که با زبان انگلیسی حرف میزند، من باید آموزش زبان انگلیسی را بگیرم تا بفهمم چه می‌گوید. وقتی این وادی می‌گوید در مسائل حیاتی، انسانی که از این مسئولیت اطلاعی ندارد و از وجود موجودی به نام انسان اطلاعی ندارد، هدف از خلقتش را نمی‌داند، باور ندارد خودش با لسان خودش با خداوند پیمان بسته است که تو پروردگار من هستی، وقتی این‌ها را باور ندارد چه اتفاقی می‌افتد؟ 

اصطلاحاً می‌خواهد با کمترین زحمت به بیشترین بهره‌وری برسد بعد دست‌به‌کارهایی میزند اگر شد، می‌گوید خودم انجام دادم، اگر نشد می‌گوید: خدا نخواست، بعد می‌گوید خدایا این نواقصم را تو باید برطرف کنی؛ مانند این است که من چک کشیدم و به فردی دادم و میگویم: خدایا تو باید بروی و این چک را پاس کنی. من چک کشیدم به خداوند چه ارتباطی دارد؟ 

و من اساساً وقتی این الفاظ را بکار می‌برم اصلاً نمی‌دانم آن جایگاهی که دارم از آن اسم می‌برم، آن قدرت مطلق، آن نیرو یا هر چیزی که در ساختار فکری من است، چه چیزی است.

خداوند این‌همه پیامبران را گسیل داشته است. یک ساختاری هم به همه ما اعطا کرده که در صور پنهان به نام عقل است که این عقل خود یک پیامبر است، پیامبر درونی انسان است. همه‌ی این کارها را کرده است که بگوید: ای انسان بدی بد است و خوبی خوب  و تو مسئولیت داری این مسیر را به‌خوبی طی کنی، بستگی به خودت دارد، اختیارداری. حیوان اختیار ندارد، حیوان یک مسیری را می‌گیرد و جلو می‌رود ولی انسان به جهتی که اختیار دارد یک مسیر می‌شود دو تا و حق انتخاب دارد.

در جهان‌بینی ، در صفحه‌ی دوم قبل از اینکه صور آشکار و پنهان را مطرح کند، می‌گوید: فایده‌ی جهان‌بینی در این است که ما مبدأ خودمان را مشخص کنیم و بدانیم که چه چیزی می‌خواهیم. همان‌طور که هر فردی برای درمان وارد کنگره می‌شود مبدأش را مشخص می‌کنند ، میگویند: آقا مصرفتان چیست؟ چه اندازه مصرف می‌کنید؟ 

بعد طبق پروتکل پیش می‌روید و مبدأ مشخص می‌شود، حالا مسیر حرکت نمایان می‌شود. چیزی که حالت مسئولیت را عوض می‌کند ، که ما مسئولیتی که بر دوشمان است را بلند کنیم و بر دوش نیروی دیگری بیندازم ، ساختار نفس را می‌گوید، نفس اماره ، نفس امر کننده است یا نفس اغواکننده است، یعنی انسان را حالی به حالی می‌کند ، انسان را اغوا می‌کند، حال آدم را عوض می‌کند بعد می‌گوید: برو و به این حال برس، امر می‌کند. بعد نفس لوامِ است: هر فردی که برای درمانش اقدام می‌کند، انگار پا بین این دو مرز گذاشته است. یعنی می‌خواهد از مرز نفس اماره و اغواکننده بیاید به سمت نفس لوامِ ، یعنی بر روی کارهایی که دارد انجام می‌دهد تفکر می‌کند که این کار من درست است یا غلط؟  

چون انسانی که در نفس اماره است کارهایش را انجام می‌دهد و اصلاً فکر نمی‌کند که درست است یا غلط. اگر درست شد می‌گوید: خودم انجام دادم و اگر غلط بود می‌گوید که تقصیر فلانی است ، تقصیر خدا است و یک مقصر پیدا می‌کند. ما که اینجا نشسته‌ایم پا در نفس لوامِ گذاشته‌ایم، داریم روی کارهایمان بررسی می‌کنیم ، فکر می‌کنیم که کدام کارمان درست است و کدام کار ما نادرست. آن‌هایی که در سفر اول هستند چرا اینجا نشسته‌اند؟ می‌خواهند آن کار اشتباهی را که انجام می‌دادند را دیگر انجام ندهند، می‌خواهند درست شوند، می‌خواهند از این بند رها شوند. در این جهان‌بینی می‌گوید: شیطان و شیاطین به انسان بندهای نامرئی می‌زنند. برای مثال: در این شعبده‌بازی‌ها که در تلویزیون به نمایش درمی‌آید، دیده‌اید ،مثلاً شخصی پاهایش را زنجیر می‌کنند ، قفل می‌کنند ، دست‌هایش را می‌بندند ، تمام‌دور تا دورش را زنجیر و قفل می‌کنند دورش را با پوششی می‌پوشانند، بعد یک‌دفعه زنجیرها را باز می‌کند و پرده را کنار میزند. این برای ما سؤال می‌شود که چگونه این زنجیرها را بازکرده است؟ اصلاً بندی در کار نبوده است، یک کلید داشته است.

باور کنید همین کار را نیروهای بازدارنده با ما انجام می‌دهد ولی چون من آن بند را نمی‌بینم ، به آن اعتقادی ندارم. هر چه انسان ازنظر دانایی در سطح پایین‌تری باشد فکر می‌کند همه‌چیزها را باید با چشم ببیند. باید ببیند تا باور کند خیلی چیزها را می‌بیند و باور نمی‌کند. اگر انسان چیزهایی را که ببیند باور کند جهان گلستان خواهد شد . 

در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر می‌گوید: بینایان نابینا زیادتر از نابینایان واقعی هستند. این است که اگر مصرف‌کننده شدید، مسئولیت آن بر عهده خودتان است، خودتان خواستید. اگر می‌خواهید درمان شوید باید برای خودت قدم برداری نه اینکه فکر کنید که حالا فرزندم بزرگ‌شده و می‌خواهد خواستگار بیاید ، از کار اخراجم می‌کنند ، همسرم طلاق می‌گیرد، هیچ‌کدام از این‌ها به درمان و موفقیت نمی‌انجامد. فقط برای وجود شخص خودت قدم بردارید و برای خودت ارزش قائل شوی. این می‌شود: مسئولیت پذیرش درمان. و باید فکر کنی از روزی که درمانت را شروع می‌کنی هیچ‌کسی به‌جز خودت نیست که به شما کمک کند زیرا که مورد محک و آزمایش قرار می‌گیری. تا روزی که مواد مخدر مصرف می‌کند، نمی‌داند هزینه‌های مصرفش از کجا می‌آید، ولی به‌محض اینکه برای درمان قدم برمی‌دارد می‌بیند همه‌ی چشمه‌ها خشک شد، این محک است ، باید بایستید و مقاومت کنید، پایداری کنید. 

خداوند می‌گوید: بکارید به شما می‌دهم، نیروی شیطان میگوید نکارید به شما می‌دهم زیرا که به شما می‌دهد بعد بدهکار کاشتتان می‌کند. چگونه بندهای نامرئی به من زده می‌شود؟ چون نیروی بازدارنده که از طرف خداوند در انسان قرار داده‌شده ، به‌عنوان یک ملک ، یک مأمور که قسم‌خورده انسان را گمراه می‌کنم و از مسیر خارج می‌کنم ، به من به‌عنوان یک انسان که دارد برای من برنامه‌ریزی می‌کند ، من در بیداری که عقبه خودم که قبلاً کجا بودم و چه حیات‌هایی را گذرانده‌ام را به یاد نمی‌آورم، ولی جالب است که آن می‌داند، آن به آرشیو و گذشته من کاملاً آگاه است، این گفته‌ی من نیست، این کلام خداوند است. او نقشه می‌کشد و سناریو می‌سازد که اول پای من را بندد، اول یک‌پا را درگیر می‌کند بعدازاینکه یک‌پا را درگیر کرد، سراغ پای دیگری می‌رود.

 ببینید وقتی می‌خواهند به کسی دستبند بزنند یک‌دفعه هر دودست را هم‌زمان نمی‌بندند، اول یک‌بند را به یکی میزند و بعد آن‌یکی دست را به این دست می‌بندد. این از قانون هستی پیروی می‌کند. دربندهای نامرئی ، شیاطین به این شکل به انسان بند می‌زنند، اول یکدست را می‌بندد که شما اصلاً حس نمی‌کنید ، بعد کم‌کم آن‌یکی دستتان را به پشت می‌آورد و به آن دست می‌بندد. تمثیل اعتیاد به این شکل است اول که انسان شروع به مصرف می‌کند بشکن میزند. من خودم به پدرم می‌گفتم: تو از زندگی هیچ‌چیزی متوجه نشدی گفت : چرا؟ گفتم : باید بیایی و مصرف کنی تا متوجه شوی دنیا دست چه کسی است که وقتی وارد باغ می‌شوی و درختان را آب می‌دهی متوجه شوی درخت یعنی چه. این یعنی یک‌بند نامرئی ، بندی که کلام شیاطین را پخش می‌کند درون انسان زده‌شده است. تعیین‌کننده ، خواست من و شما است که انسان اگر می‌خواهد در امنیت زندگی کند، در آرامش بباشد (که این آرامش را با پول اصلاً نمی‌توان به دست آورد) فقط باید در صراط مستقیم باشد و حرکت کند، شیاطین این بندها را می‌زنند که شما حرکت نکنید(نه حرکت فکری و نه حرکت بیرونی)

می‌خواهید به کنگره بیاید ، به‌محض اینکه در حال بستن مغازه هستید می‌بینید ده تا مشتری آمد. می‌گوید مشتری را رها کنم ، کرایه مغازه را چه‌کار کنم؟ اگر این مشتری‌ها را بپذیرم کنگره را چه‌کار کنم ؟ پس نهایتاً مسئولیت تمام‌کارهای ما پای خودمان است. باید به خداوند توکل کنیم نه به عهده‌ی آن بی اندازیم،توکل کنیم که در این راه به ما کمک کند و کمک کرده است. ما گاهی در بعضی دعاها می‌شنویم می‌گوید: تغییر بده آنچه را ما نمی‌توانیم تغییر دهیم، این حرف اشتباه است. انسان اگر خواست تغییر را داشته باشد، علم تغییر هم باشد، فرمان تغییر هم باشد ، انسان تغییر می‌کند. این حرف را به این دلیل میزند که بار مسئولیت خود را به دوش خداوند بی اندازند. برای همین جایگاه خداوند را این‌قدر پایین آورده‌اند. خیلی ساده قسم می‌خورند. آن‌وقت میگویند چرا در کشورهای سوئد ، اسکاندیناوی  ، دانمارک و نرویج و ... در حال تعطیل کردن دادگاه‌ها هستند. در اسکاندیناوی دادگاه‌ها را می‌خواهند تعطیل کنند و به خیریه‌ها اهدا کنند ، ما دائماً زندان درست می‌کنیم، دادگاه و شورای حل اختلاف می‌سازیم. آن‌ها پرونده ندارند، ما 15 میلیون پرونده‌ی قضایی داریم ، هر پرونده‌ای سه نفر را درگیر کند 45 میلیون نفر ، 50 درصد افراد کشور ما درگیر مسائل قضایی هستند. آنجا که اتفاق خوبی می‌افتد میگویم: خدایا تو خیلی بزرگ هستی و... وقت‌هایی که مصیبتی بر ما وارد می‌شود ناله می‌کنیم. حتی قدرت مطلق هم نمی‌داند با ما چه برخوردی کند.

منبع: وبلاگ نمایندگی اروند آبادان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: استاد احمد حکیمی، دستور جلسات سالیانه کنگره 60، چهارده وادی کنگره 60، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام،


گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه
دوشنبه 11 دی 1396 ساعت 18:42 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )

1396/10/10

مبحث: سی دی آموزشی مالی و علمی

ما باید بدانیم که کنگره مربوط به تک‌تک اعضاء می‌باشد و مربوط به شخص خاصی مثل مهندس دژاکام نیست پس تک‌تک اعضاء باید در استحکام و سازندگی آن کوشا باشند؛ الآن در کنگره تعداد زیادی از افراد در حال ارائه خدمات رایگان به اعضاء هستند و حتی کرایه ماشین خود را هم از جیب خودشان می‌دهند چون اعتقاددارند که عده‌ای به آن‌ها کمک کرده‌اند تا به رهایی برسند پس این‌ها هم باید به دیگران کمک کنند؛ دقیقاً مصداق ضرب‌المثلی که می‌گوید دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌کاریم دیگران بخورند.

اما در کنگره عده‌ای هم هستند که همیشه مصرف‌کننده هستند و هیچ‌وقت تولید نکرده‌اند، ما نباید این‌گونه باشیم و باید همیشه از خودمان این سؤال را بکنیم که کنگره برای من چه‌کار کرده و من برای کنگره چه کرده‌ام؟ ازنظر علمی که در کنگره قبل از تشکیل آن تمام قوانین و مقررات تنظیم‌شده بوده و وادی‌ها و صورت‌مسئله اعتیاد شکافته شده حتی مقالاتی معتبر به مراکز علمی کشور ارائه‌شده است و در حال حاضر هم کنگره با پزشکان و دانشمندان در حال همکاری است حتی علم کنگره در حال گسترش به دیگر نقاط جهان نیز هست، البته در اوایل نقایص وجود داشته ولی به‌مرور برطرف شده است مثلاً در اوایل کنگره هم مانند بعضی سیستم‌های دیگر با پزشکان مخالفت داشته ولی در حال حاضر این نقص برطرف شده و با پزشکان در حال همکاری‌های گسترده است؛ حتی دانشجوهای زیادی به کنگره برای تحقیق آمده‌اند و در حال تحقیق هستند، در حال حاضر داروی شربت تریاک هم توسط همین جامعه علمی به‌عنوان داروی رسمی درمان اعتیاد شناخته‌شده و در کلیلینک ها در حال ارائه به متقاضیان درمان است و حتی نام مرکز اصلی کنگره را آکادمی گذاشته‌ایم یعنی معتقدیم باید روزی دانشگاهی تأسیس شود که درمان را تدریس کند؛ اساتید کنگره در مراسم مختلف کشوری سخنرانی می‌کنند و توانسته‌اند تا حدودی این اندیشه غلط را از بین ببرند که معتاد یک قاتل و جانی و دزد است در حال حاضر دیگر مصرف‌کنندگان را به جزیره نمی‌برند، اعدام نمی‌کنند یا الآن سایت کنگره راه افتاده است و روزانه تعداد بازدید خیلی بالایی دارد که حتی از تعداد بازدیدکنندگان سایت‌های معتبر کشور بالاتر است یا در راستای افزایش توان علمی کنگره ورزش وارد کنگره شد یا امتحانات کمک راهنمایی و آغاز نامه‌های دوره راهنمایی و این‌ها همه نمونه‌هایی از استحکام پایه‌های علمی کنگره است و حالا پایه مالی:

ازنظر مالی هم در کنگره از روز اول مبنا این بوده که روی پای خودمان بایستیم و بنیان کنگره هم گفته است که گاوی که نان گدایی بخورد زمین شخم نمی‌زند؛ هیچ‌وقت در کنگره اتفاق نخواهد افتاد که از ارگان یا سازمانی کمک بگیریم و گرفتن کمک یا قرض از دیگران جزو حرمت‌ها و قوانین کنگره است و ممنوع است یعنی از روز اول تمام تلاش ما این بوده که روی کمک‌های اعضاء حساب کنیم، حتی از خیرین هم کمکی نمی‌گیریم چراکه معتقدیم افراد ثروتمندی در کنگره هستند و اکثر بچه‌های کنگره پولدار هستند، در کنگره اتفاق افتاده که اتحادیه اروپا خواسته است به کنگره کمک مالی زیادی بکند حتی وقتی قبول نکردیم گفتند لوازم ورزشی می‌دهند و آن را هم قبول نکردیم، ما در کنگره با توجه به همین کمک‌های خود اعضاء تاکنون شعب زیادی ایجاد کرده‌ایم، زمین خریده‌ایم یا حتی پول رهن مکان‌های کنگره در بعضی شعب به سیصد میلیون هم می‌رسد یا یک‌بار نشده که در کنگره چیزی را قسطی بخریم یا نسیه بخریم اخیراً هم‌مکان جدید کنگره را خریداری کرده‌ایم که مبلغ خریداری آن شش میلیارد است و تمام این مبالغ را اعضاء تأمین می‌کنند؛ پس ما باید در کنگره پیوسته در حال استحکام پایه‌های علمی و مالی باشیم تا موفق باشیم و کنگره همیشه روی پایش بایستد.

تهیه و تایپ مقاله؛ مسافر رضا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون روزهای یک شنبه، سی دی های آمورشی آقای مهندس دژاکام،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

امکانات سایت ...