تبلیغات
درمان اعتیاد به مواد مخدر و سیگار - استاد احمد حکیمی
استاد احمد حکیمی
شنبه 29 مهر 1396 ساعت 11:40 | نوشته ‌شده به دست مسافر بهنام | ( نظرات )
موضوع: ازدواج

خیلی از خداوند سپاس گذار هستم که توفیق داد امروز در محضر شما در این جلسه حضورداشته باشم، امیدوارم ان شاء الله همه ما بتوانیم از برپایی این جلسه بهره لازم را ببریم. از آقای بیات به‌عنوان مسئول شعبه، همین‌طور خانم مریم قمری اسیستانت شعبه، مرزبان‌های گروه خانواده، مرزبان‌های گروه مسافرین و عزیزانی که در نشریات، OT  و در دیگر جایگاه‌های کنگره از قبیل نگهبان و دبیر خدمت می‌کنند سپاس گذارم و امیدوارم که همه ما از خدمتی که داریم انجام می‌دهیم بهره لازم را ببریم و اعتقاد دارم که ما به خدمت در کنگره نیازمندیم، کنگره به خدمت ما نیازی ندارد. امیدوارم از خدماتی که انجام می‌دهید واقعاً بهره لازم را ببرید و اعتقاد دارم که خداوند توفیق خدمت را به هر انسانی نمی‌دهد و انسان باید از خیلی چیزها عبور کند تا بتواند خدمت گذار باشد، امیدوارم که قدرش را بدانید.

دستور جلسه جدیدی امسال به دستور جلسات سالیانه اضافه‌ شده است، من هم خیلی راجع به ابعاد مختلف این دستور جلسه نمی‌توانم صحبت کنم. مسئله‌ای که در حال حاضر در جوامع مختلف وجود دارد، مسئله ازدواج است، همیشه اگر جامعه‌ای یا انسانی بخواهد از مسیر طبیعی خودش یا همان مسیر قانونی خودش خارج بشود، آن‌قدر نیروهایی که می‌خواهند آن ساختار را از مسیرش خارج کنند نامحسوس عمل می‌کنند که آن جامعه متوجه نمی‌شود، جایی متوجه می‌شود که درست کردنش خیلی سخت جلوه می‌کند. اگر بخواهم مثالی برایتان بزنم خیلی سادست، فکر کنید غذایی در اختیارمان قرار می‌گیرد، ما با سه حس این غذا را موردبررسی قرار می‌دهیم، یکی می‌بینیم، یکی بو می‌کنیم و یکی هم می‌چشیم، اگر ناخالصی در این غذا وجود داشته باشد و من به‌عنوان یک انسان که این سه مؤلفه را در اختیاردارم نتوانم سالم بودن غذا را تشخیص دهم، یعنی اگر برای خودم اثبات نکنم که این ناسالم است، باید بگویم که سالم است، پس چه‌کار می‌کنم؟ آن را استفاده می‌کنم، وقتی‌که استفاده می‌کنم، در زمان استفاده هیچ عکس‌العملی اتفاق نمی‌افتد اما وقتی‌که 3 ساعت 4 ساعت از استفاده از آن غذای نامناسب که من توانستم ناخالصی‌اش را متوجه شوم می‌گذرد، علائم بروز می‌کند، حالت تهوع، سرگیجه و مسمومیت که بسیار خطرناک است. چطوری این اتفاق افتاده؟ این وجود داشته ولی من ندیده‌ام. مشکلی که در جوامع مختلف ازجمله جامعه ما دارد به وجود می‌آید همین مسائل و دست‌اندازهایی بوده که برای ازدواج افراد به وجود آمده، ملاک‌ها تغییر کرده، خواسته‌ها تغییر کرده، انگار تفکر و اندیشه من برای انجام این عمل یا تصمیم‌گیری در این رابطه تغییر کرده و مهندس اگر این دستور جلسه را اعلام کردند به‌واسطه این است که ما یک مقداری برگردیم به عقب ببینیم که اصلاً این حرکت و این اتفاق (ازدواج) اصلاً برای چه مطرح ‌شده؟ هدفش چه بوده؟ این هدف گم شده است، این نتیجه گم شده که الآن در جامعه دارند به سمت ازدواج سفید حرکت می‌کنند و پیوندی بین آن‌ها صورت نمی‌گیرد، اینکه در ادیان مختلف حرکتی صورت می‌دهند و یک فردی که صاحب جایگاه است می‌آید و این پیوند را ایجاد می‌کند، ما در صور آشکار یک‌چیزی می‌بینیم ولی در صور پنهان خیلی اتفاق‌ها می‌افتد و اگر دستور جلسه‌ای در کنگره مطرح شده این است که همان‌طوری که ما روی ابعاد مختلف زندگی‌مان کار می‌کنیم روی این قضیه هم باید کار کنیم و باید از مسیری که خارج‌شده‌ایم کم‌کم برگردیم به نقطه اول و دوباره بقیه مسیر را ادامه بدهیم و مدنظر این است که اگر یک فردی مصرف‌کننده است، این خیلی بهتر است که اگر خانواده و همسری دارد بتواند این زندگی را نگه دارد و از متلاشی شدن آن جلوگیری کند.

یک موقع همسفرها می‌گویند: گناه من چه بود که این فرد را انتخاب کردم، من اصلاً هدفم از ازدواج چیز دیگری بود و الآن در یک مسیر دیگری قرارگرفته‌ام، نفهمیدم که این ‌یک مصرف‌کننده است، مصرف‌کننده نبود و مصرف‌کننده شد. اگر ما قبول داریم که انسان حیات‌های متعدد و پشت سر هم دارد، مانند اعداد، این کار برایم سخت جلوه می‌کند، یعنی نسبت به خدا طغیان می‌کنم که چرا سرنوشت من این بود؟ چطور شد من این تصمیم را گرفتم؟ درصورتی‌که طبق قانونی که خداوند در کلام‌الله گفته است، ما هرگونه مسئله‌ای که برایمان ایجاد می‌شود خودمان با دست‌های خودمان برای خودمان فراهم می‌کنیم، تمام حرکتی که برای انسان اتفاق می‌افتد بر 2 پایه است، یا آموزش و ترفیع است یا تنبیه و مجازات. برای یک آدمی که مصرف‌کننده شده، این ممکن است یک تنبیه و مجازات باشد، یعنی مصرف‌کننده شده است که خیلی انسان‌ها از دستش در امان باشند و آب خوش از گلویشان پایین برود، او باید بی‌زور، مریض و ناتوان باقی بماند تا یک سری انسان‌ها بتوانند زندگی کنند، یک موقع هم هست که نه، می‌گوید برای اینکه من یک تاریکی را امتحان کنم می‌پذیرمش، می‌گویم من این کار را انجام می‌دهم و از آن عبور می‌کنم، این البته خیلی ابعاد گسترده‌ای دارد، من به‌طورکلی می‌گویم که این چگونه در هستی اتفاق می‌افتد و من به‌عنوان یک انسان کجا این را انتخاب می‌کنم، کی به من اجازه این انتخاب را می‌دهد؟ آیا در ابتدا به من اعلام می‌کنند که تو می‌توانی این انتخاب را داشته باشی؟ معلمی که این را برای ارتقاء من پیشنهاد کرده کی بوده؟ چی بوده؟ کجا بوده؟ همه این پکیج دارد برای من و شما این را مطرح می‌کند که عزیزان زندگی فقط تولد تا مرگ نیست، این ازدواجی که صورت می‌گیرد، این یک ارتقاء است، اگر ندانی برای چه ازدواج می‌کنی می‌تواند برایت تنبیه و مجازات باشد، همین‌طور می‌تواند برای تو ترفیع باشد، آموزش باشد، ببینی می‌توانی با یک آدمی که ضد خودت است مسالمت‌آمیز زندگی کنی؟

آقای مهندس چهارشنبه نکات بسیار ارزنده‌ای را گفتند، اکثر خانواده‌ها وقتی در اختلاف هستند و مستقیماً با آن‌ها صحبت می‌کنی، می‌بینی که اصلاً روی نقاط مشترک کار نمی‌کنند، روی نقاطی کار می‌کنند که او می‌گوید من می‌خواهم تو این‌جوری باشی آن‌یکی می‌گوید آن‌جوری باشی، جفتشان هم غلط و نادرست می‌گویند. چگونه می‌شود من یک انسانی را طوری قالبش را بسازم که خودم می‌خواهم؟ این اصلاً در هستی اتفاق نمی‌افتد، من می‌گویم دارم با یک فردی زندگی می‌کنم، ببینم چه نقاط مشترکی باهم داریم، آن نقاط مشترک را با همدیگر گسترش بدهیم. شما فرض کنید که یک نفر دندانش درد می‌کند، پزشک از کجا متوجه می‌شود که این درد از کدام دندان است؟ وقتی از فرد می‌پرسد او می‌گوید نصف صورتم درد می‌کند، اصلاً خودم نمی‌دانم، پزشک با ابزار لازم دانه‌دانه به دندان‌ها تقه می‌زند، لثه را فشار می‌دهد، کجا ما به فغان می‌آییم؟ وقتی دست می‌گذارد روی نقطه حساس درد و آنجایی که مشکل دارد، ما هم در زندگی‌مان مشترکات را اصلاً کاری نداریم، دست می‌گذاریم روی نقص‌ها، من مامانیم، همش می‌گویم این غذا را درست کردی دستت درد نکند ولی مادر من این غذا را درست می‌کند یک ‌چیز دیگری است، این بدترین حرفی است که یک مرد می‌تواند به همسرش بزند، دوره مادرت تمام شده و تو الآن یک انسان مستقلی، باید بدانی که چه می‌گویی، تو الآن با یک فرد دیگری داری زندگی می‌کنی و باید اولویت اولت این فرد باشد.

شما وقتی زندگی‌ها را نگاه می‌کنید، می‌بینید که یک کلاف سردرگمی است که هیچ‌کس نمی‌داند چه می‌خواهد و در این کلاف سردرگم است که نیروهای بازدارنده از فرصت استفاده می‌کنند و انسان‌ها را از هم جدا می‌کنند، در کنگره ما اعتقاد داریم اگر یک خانمی همسر مصرف‌کننده دارد و اگر این مصرف خطر جانی برایش ندارد بهتر است که با او تا زمانی که هست زندگی کند، اگر ثمره و بچه دارد که این حتمی است، باید بسازد. آنجایی که می‌گوید وعده خداوند دروغ نیست همین است، وقتی‌که فوت اتفاق می‌افتد آن آقای مصرف‌کننده جایش مشخص است و همسری که با او زندگی کرده یک گرید بالاتر می‌رود، می‌گویند این مسئولیتی که پذیرفت و این پیوندی که داشت را تا آخرین لحظه بر آن استوار بود. خیلی چیزها را کج به ما یاد داده‌اند، ما در کنگره اصلاً بحث مذهبی نمی‌کنیم ولی بالاخره هر جامعه‌ای از یک کیش و مذهبی پیروی می‌کند، در یک سری از مسائل هم خیلی نامحسوس ناخالصی‌هایی واردشده که انگار من به‌عنوان جنس مذکر اجازه دارم همه کار انجام بدهم اما جنس مؤنث اجازه هیچ کاری ندارد، اما در هستی این‌گونه نیست، نمی‌گویند دروغ برای مرد یک بازخوردی دارد ولی برای جنس مؤنث بازخورد دیگری دارد، دروغ دروغ است، غیبت غیبت است، سرزنش سرزنش است.

پس این انسجام در ساختار خانواده برای کنگره بسیار بسیار مهم است و اگر این دستور جلسه مطرح‌شده، برای این است که ما افرادی که داریم از جهان مخوف اعتیاد خارج می‌شویم و صاحب یک خانواده هستیم، برای خانواده‌مان و کسانی که در اطرافمان هستند ارزش قائل شویم و به خانواده‌ها این پیام را بدهیم که شمایی که استقامت، پایداری و پایمردی از خود نشان داده‌اید، تا آخرش بایستید و این انسجام جامعه خانواده و کیان خانواده را حفظ کنید، این برای ما بسیار حیاتی است و امیدوارم که روندی در آینده شکل بگیرد که افراد بتوانند به سهولت این پیوند را انجام بدهند و از مسائل دست و پاگیر جلوگیری به عمل بیاید. خیلی مسائل هست که اگر بخواهیم وارد شویم انگار درب جهانی را بازکرده‌ایم، از مهریه، از جهاز، از تمکن مالی، جایگاه اجتماعی و خیلی مسائل دیگر که انگار هدف اصلی از این کار دارد فراموش می‌شود و یک سری اهداف ناسالم جایش را گرفته، رقابت‌هایی وسط آمده، سنجش سکه‌های مهریه شده سنجش شخصیت انسان‌ها، هر چه مقدارش پایین‌تر باشد انگار شخصیت آن فرد پایین‌تر است، انگار اگر یک سری کارهای سهل انجام بدهیم شخصیت پایین می‌آید، هرچه تیر تخته بیشتر باشد و همه‌چیز مارک باشد انگار آن زندگی استحکام بالاتری دارد، هیچ‌کس با استفاده از وسایل برند مشکلی ندارد ولی باید اهداف اصلی را نگاه کنیم و بدانیم که چه می‌کنیم، ما الآن در کلینیک OT در اختیارمان هست، به یک سفر اولی می‌گوییم که تو باید با سه تا یک سی‌سی شروع کنی، چرا برایش نمی‌نویسیم سه تا پنج و نیم؟  برای اینکه سه تا پنج و نیم برایش تخریب ایجاد می‌کند، تمام سیستم گوارش را به هم می‌ریزد و تمام وجودش را مسموم می‌کند، اصلاً ساختارش را می‌ریزد به هم، چرا؟ چون ظرفیتش همین سه تا یک است، اگر این ظرفیت را نداشته باشد و من ندانم دارم چه‌کار می‌کنم و هدفم از این کار چیست نتیجه درستی نخواهد داشت، این هم همین است، ، امیدوارم در طول هفته و دستور جلسات بعدی این مسئله بیشتر شکافته شود.  

نگارنده: سامان نیک بخش

منبع: وبلاگ نمایندگی آبادان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: استاد احمد حکیمی، دستور جلسات سالیانه کنگره 60،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر صابر یکشنبه 30 مهر 1396 09:27
با عرض سلام و خداقوت . مطلب بسیار بسیار عالی و آموزنده ای بود ، استفاده کردم . بسیار سپاسگزارم .
همسفرمریم نباتی شنبه 29 مهر 1396 20:03
باسلام وخداقوت خدمت اقابهنام واقعامطابی که انخاب میکنیدبراوبلاگ بسیارعالی واموزنده است موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

امکانات سایت ...